استاد فرامرز پایور، پدر سنتور ایران

تقدیم به خانواده بزرگ سنتورنوازان و دوستداران موسیقی ملی ایران... این وبلاگ به بررسی آثار،سبک، شخصیت و کلیه ابعاد زندگی هنری استاد پایور اختصاص یافته. دوستان عزیز، برداشت و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...لطفا به حریم یکدیگر احترام بگذاریم

سنتور (مقاله ای به قلم استاد پایور)
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: ساختمان و تاریخچه سنتور ، کوک سنتور ، تکنیک نوازندگی سنتور ، سنتور ده خرک

دوستان گرامی، در اینجا توجه تان را به مقاله ای به قلم استاد پایور جلب می کنم که در مجله هفت هنر، دوره اول ، شماره 2، بهار 1349، صفحه 26 به چاپ رسیده و در کتاب مجموعه مقالات درباره سنتور (جلد اول) گرد آوری آقای شهاب منا_ انتشارات سوره مهر_ مجددا به چاپ رسیده است. 

اگر دقت نمایید این مقاله در سال 1349 منتشر شده که نشان از توجه و نکته بینی استاد در آن زمان نسبت به نگارش مقاله ای تخصصی در خصوص ساختمان و نوازندگی یک ساز خاص است، آن هم طوری که مخاطب آماتور موسیقی نیز بتواند اطلاعات جامع و صحیحی از این ساز و نوازندگی آن کسب نماید. لازم به ذکر است که در آن زمان موسیقی ما از فقدان شدید اطلاعات نظری تخصصی و منابع علمی آکادمیک و مکتوب رنج می برده و اینگونه تلاش های اساتیدی چون پایور، خالقی، وزیری و صبا سبب شد تا امروزه همین اندازه منبع مکتوب برای ارجاع و بررسی موسیقی سنتی مان داشته باشیم.

نکته دیگر که در این مقاله، کتاب تئوری موسیقی و سایر تألیفات استاد پایور به چشم می خورد، ادبیات سهل و روان ایشان و تفهیم کامل مطالب و نیز تأکید گذاری های خاص بر نکات مهم است؛ گویی شما در کلاس ایشان حاضر هستید و ایشان درس را کاملا و به ساده ترین بیان به شما تدریس می کنند. این مسئله در تقابل با بیان پیچیده «نظری به موسیقی» استاد خالقی و بسیاری دیگر از منابع امروزی است که در نتیجه سهولت درک آن سبب خرسندی و امیدواری شاگرد می باشد. خوشبختانه استاد پایور همواره و در تمام ابعاد هنری، از زمان خود جلوتر و فراتر بوده اند و این مهم سبب غنای مکتب سنتور نوازی ایران گشته است.

   سنتور

سنتور یکی از سازهای مضرابی است که قدمت آن شاید از کلیه سازهای دیگر بیشتر باشد. این گفته که سنتور سازی است که در ابتدا متعلق به ایرانیان بوده است و بعدا خود آن یا شبیه آن در ممالک دیگری چون یونان، هندوستان و چین معمول گردیده، شاید صحیح باشد، ولی نباید ناگفته بماند که از نقوش بازمانده تاریخ می توان پی برد که سازی شبیه سنتور نزد آشوری ها معمول بوده است.  


تحقیق و بررسی در این باره در این مقاله نمی گنجد و فقط در فرصت مناسب طی مقالاتی مشروح ممکن است از همان دوران شروع کنیم و ردپای آن را تا امروز دنبال نماییم. این ساز که امروزه از معمول ترین سازهای ایرانی است_ و البته در رومانی، تاجیکستان، یونان، هندوستان و چین نیز به نسبت متداول است_ به شکل ذوزنقه ساخته می شود و روی صفحه آن خرک هایی قرار دارد که سیم ها بر روی آنها استوار است. 

در سمت راست که برای صداهای بم است، معمولا از سیم های برنجی استفاده می شود و [سیم های] قسمت وسط و سمت چپ که برای صداهای متوسط و زیر مورد استفاده قرار می گیرد، فولادی است.

این ساز به وسیله دو مضراب چوبی که بر روی سیم ها فرود می آیند نواخته می شود و مهم آن که کلیه ریزه کاری ها و مالش ها و ظرایف و حرکاتی که در موسیقی ایرانی وجود دارد، باید به وسیله همین دو مضراب انجام شود.

معمولا تعداد خرک های سنتور در هر طرف، نه عدد می باشد که هفت تای آنها برای هفت صدای موسیقی است و دو تای اضافه برای تهیه نیم پرده های مورد احتیاج قابل استفاده است، ولی گاهی سنتور های ده خرک نیز ساخته شده و به ندرت سنتور تا چهارده خرک هم پیش رفته است.

اضافه کردن خرک ها کمک موثری به تهیه نت های مختلف و نیم پرده های مورد احتیاج نمی نماید، بلکه فقط از لحاظ سهولت اجرا و فرار از تغییر پوزیسیون، به این کار دست زده شده است.

عیب سنتور ظاهرا در این است که باید آن را برای هر آهنگ یا دستگاهی قبلا کوک کرد و آماده نمود. چنانچه بخواهیم آواز دیگری که همکوک آواز قبلی نباشد روی آن اجرا کنیم، باید مجددا آن را کوک نماییم. به عبارت دیگر، در این ساز در حین نوازندگی تغییر کوک ممکن نیست( البته گاهی با تغییر محل خرک ها این نقیصه برطرف می شود ولی این کار اساسی نیست). فراموش نشود که سازندگان این ساز، در موقع خود، کاملا به این نکته واقف بوده اند، ولی موسیقی زمان خودشان ضرورتی برای تغییر کوک در حال نواختن ایجاب نمی کرده و برای موسیقی زمان [خودشان] ساز تکمیلی به شمار می رفته است.

حسن این ساز در این است که پدال در آن وجود ندارد و صداهای مختلف با اکوی مخصوص این ساز، با هم مخلوط شده، زیبایی خاصی به صدای آن می دهد. گو اینکه عده ای از موسیقی دانان، نداشتن پدال را عیب سنتور دانسته اند، ولی در حقیقت عدم وجود پدال حسن این ساز است.

تکنیک صحیح نواختن سنتور آن است که حرکت اصلی مضراب ها به وسیله مچ، و تغییر پوزیسیون ها به وسیله آرنج انجام گیرد و گاهی برای نت های ریز و زینت از حرکت انگشتان که حلقه مضراب ها را نگه می دارند استفاده شود. در وهله اول، نواختن این ساز بسیار ساده به نظر می رسد و به نظر می آید همین قدر که سنتور کوک باشد، کافی است مضراب ها را به روی آن به حرکت درآورد؛ ولی نوازندگی صحیح و خوب سنتور از هیچ ساز دیگری آسان تر نیست و برای تبحر و چیرگی، شاید بیش از سازهای دیگر به تمرین و ممارست احتیاج داشته باشد؛ خاصه آنکه کوک صحیح این ساز کاری است بس مشکل، زیرا کلیه پرده ها باید دقیقا کوک شوند و به علاوه چون برای هر پرده [نغمه/نت]_ چه بم و چه زیر _ چهار سیم در نظر گرفته شده است، باید هر چهار سیم نیز دقیقا با هم کوک باشند تا صدای مطبوع از ساز خارج شود، در غیر این صورت ننواختن آن مطبوع تر [از نواختن با ناکوک آن] خواهد بود.