استاد فرامرز پایور، پدر سنتور ایران

تقدیم به خانواده بزرگ سنتورنوازان و دوستداران موسیقی ملی ایران... این وبلاگ به بررسی آثار،سبک، شخصیت و کلیه ابعاد زندگی هنری استاد پایور اختصاص یافته. دوستان عزیز، برداشت و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...لطفا به حریم یکدیگر احترام بگذاریم

پایور از زبان خانم افسانه ملک
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: افسانه ملک (افسانه کیکاووسی) ، مصاحبه با افسانه ملک در مورد استاد فرامرز پایور ، خوانندگان قدیمی-افسانه ملک ، دانلود ترانه زلف سیه-گروه پایور و افسانه ملک

خانم افسانه کیکاووسی (ملک) از خوانندگان قدیمی و همسر شادروان استاد حسین ملک (استاد سنتور) هستند. ایشان متولد سال 1321 در تهران می باشند که به واسطه علاقه بسیار مادر خود که شخصاً آواز کار میکردند، به عالم موسیقی راه یافتند.

 افسانه ملک در سال 1337 در هنرستان شبانه موسیقی به مدیرت شادروان امیرجاهد، به فراگیری آواز و ردیف های موسیقی ایرانی نزد اساتید: عبدالله دوامی و محمود کریمی پرداخته و از سال 1340 به استخدام اداره فرهنگ هنر درآمد و از آن پس همکاری خود را با ارکسترهای زیادی آغاز نمود.

متن  مصاحبه زیر که مربوط به تابستان 81  و در زمان حیات استاد پایور ارائه و توسط مجله هنر موسیقی در شماره مرداد 1385 در مجله منتشر شده، در خصوص همکاری مستمر خانم ملک با گروه استاد پایور در دوره پیش از انقلاب می باشد. نکاتی که خانم ملک از شیوه کار و منش اخلاقی شادروان فرامرز پایور ذکر نموده اند، می تواند به شناخت بیشتر و حقیقی این استاد کمک کند. آرزوی سلامتی و پایندگی برای بانوی هنرمند، سرکار خانم ملک.

 

 

 بانوی خواننده، افسانه ملک ( تصویر مربوط به سال 91)

 

پایور، مَلک و مرکب خوانی

 

من از سالی که استاد پایور از مسافرت خارج برگشتند، افتخار داشتم که با ایشان به عنوان خواننده ثابت گروه شان همکاری کنم. درواقع اکثر اجراهایی که داخل و خارج از کشور به صورت ضبط داشته ام با ایشان بوده است. تمایل ایشان به همکاری این شاگرد با گروه، پیوسته مورد تشویق بوده است. البته این کار ممکن نبود، اما به هرحال اکثر کنسرت های من با استاد پایور بوده است. ایشان در عین حال که بسیار مبادی آداب و سختگیر بودند، در امر اجرای برنامه ها و تمرین گروه بسیار با مهر و محبت نسبت به اعضای ارکستر اعم از نوازنده و خواننده رفتار می کردند. به جرأت می توان گفت که در آن زمان بهترین ارکستر وزارت فرهنگ و هنر، ارکستر آقای پایور بود. تا به حال نیز ارکستری به دقت و مهارت این ارکستر ندیده ام. یکی از دلایل این امر این است که استاد، نوازندگان متبحر و درجه یک را به ارکستر دعوت می کردند، از جمله مرحوم حسین تهرانی که افتخاری بود برای این ارکستر.


در کنسرت های بسیاری همسفر استاد و گروه ایشان بوده ام، اما یکی از خاطره برانگیزترین آنها کنسرت هندوستان بود که در حضور رئیس جمهور و نخس وزیر هند برنامه اجرا کردیم و بسیار مورد توجه قرار گرفت. در همان سفر، در یکی از اجراها شبی حدود چهل و پنج دقیقه آواز را بنده به همراهی سنتور استاد اجرا کردم که برای اجرای آواز، برای خودمان مدت زیادی بود. بعد از اجرا به ما گفتند که در اینجا کار کنسرت ها باید تا سه ساعت به طول بیانجامد! شب بعد حدود دو ساعت با ساز استاد آواز اجرا کردیم که به صورت مرکب اجرا شد و استاد با سنتور همراهی کردند. 

ایشان به تمرین خیلی توجه داشتند. در سفرها، بیشتر داخل هتل هم تمرین می کردند و به اعضا تأکید داشتند که برای تفریح به بیرون نروند و تمرین کنند. به همین دلیل، بازدهی و صدادهی و پختگی کار گروهی روز به روز بیشتر می شد. شاید همین امر گروه پایور را، چه از لحاظ کوک های دقیق و اجراهای استادانه و چه موارد دیگر از سایر گروه ها متمایز و ممتاز می ساخت.

آخرین باری که استاد را دیدم، چند سال پیش بود که به منزل ما در کرج آمده بودند (باغ ملک در کرج) و به اتفاق، یکی از نوارهای تکنوازی سنتور ملک را گوش میکردیم. پس از تمام شدن موسیقی، جمله ای به من گفتند که همیشه در یاد من است و در آن روز چند بار تکرار کردند: « مگر بهتر از این هم می شود کسی سنتور بزند! » هیچ وقت این جمله آقای پایور را در مورد ملک فراموش نمی کنم. در مقابل، ملک نیز در مورد آقای پایور نظری مشابه داشتند و همیشه می گفتند: « پایور بهترین نوازنده سنتور است و هیچ حرفی در این نیست !» ملک هر وقت می خواست در مورد سنتور صحبت کند، میگفت پایور! با آنکه هر دو سبکی متفاوت داشتند، همیشه از پایور به عنوان استاد مسلم سنتور یاد می کرد.

 

فرامرز پایور، حسین ملک

 

درمورد خلق و خوی استاد باید بگویم در تمامی عمرم کسی را به نجابت ایشان ندیده ام. به یاد دارم برنامه ای با ایشان در تالار رودکی به مناسبت بزرگداشت مرحوم حسین تهرانی داشتیم؛ استاد گفتند: « می توانی مانند کنسرتی که در هند داشتیم، مرکب خوانی کنی؟ » گفتم بله و آن را انجام دادم. وقتی برنامه به پایان رسید و هنوز بلندگوها را قطع نکرده بودند، استاد از شوق فراوان شروع به تشویق من کردند و با صدای بلند که از میکروفون به داخل سالن پخش می شد، گفتند: «آفرین باباجان، احسنت بابا جان !»

استاد همیشه این کلمه باباجان را به نوازنده های گروه می گفت و این بر حالت پدرانه و برادرانه ایشان نزد تمامی اعضای گروه بخصوص خانم های نوازنده و خواننده می افزود. در ارکستر استاد، همه افراد گروه با هم صمیمی بودند و در عین جدیت کار می کردند. در مواقع دیگر بعد از تمرین و اجرا با هم می گفتند و می خندیدند.

ایشان فوق العاده مهربان و واقعاً بی نظیر بودند، چه در سفرها و چه در ارکستر. همیشه به محض آنکه متوجه مشکل مالی یکی از همکاران گروه می شدند، به او کمک می کردند. البته از جیب خودشان، نه از سهم اجرای برنامه! استاد هر شب جمعه، اعضای ارکستر را به منزل خود میهمان می کردند و مشکلات آنان را پدرانه رفع می نمودند. اعضای ارکستر ایشان نیز جملگی از بهترین نوازندگان و از لحاظ اخلاق هنری، درجه یک بودند. قبل از اجرای برنامه، استاد به اعضای گروه روحیه می دادند و کاری می کردند که همه با آرامش به روی صحنه می رفتند و روی صحنه هم ارتباط خود را با آنان حفظ می کردند. بنده در طول سالیان بسیاری که با استاد کار کردم، هرگز ندیدم کوچکترین حرکتی از ایشان سر بزند که باعث رنجش دیگران بخصوص خانم ها بشود. اخلاق ایشان چنان بود که حتا شاگردانشان حرکات استاد مثل نشست و برخاست و لباس پوشیدن را سرلحه قرار می دادند و مانند او رفتار می کردند.

استاد پایور یک بار به من گفتند همیشه به دنبال خواننده ای بوده اند که در عین اجرای ماهرانه تصنیف ها، آواز را نیز مسلط و ماهرانه اجرا کند (البته در میان خانم های خواننده) و ادامه دادند بالاخره تو را پیدا کرده ام. برنامه دیگری هم در تالار رودکی به مناسبت بزرگداشت مرحوم ادیب خوانساری با گروه آقای پایور اجرا کردیم که خواننده مرد آن آقای شجریان و خواننده زن آن من بودم.

خلاصه بگویم استاد پایور با آنکه تحصیلاتشان در رشته دیگری بود، ولی عاشق ساز بودند و عمر خود را به پای اعتلای این ساز گذاشتند و خود را وقف سنتور کردند. من طاقت ندارم استاد را در این حال ببینم، واقعاً حالم دگرگون می شود. آن شور و حال استاد پایور که همیشه در تدارک انجام کارها بودند... یک لحظه که با خود فکر می کنم استاد دیگر نمی تواند سنتور بزند دیوانه می شوم...

 

برگرفته از: مجله هنر موسیقی، ویژه نامه مصور استاد پایور، مرداد 1385، صفحه 48

مجله هنر موسیقی، ویژه نامه بانوان، شماره 38، شهریور 1381، صفحه 62 

 

 

دانلود ترانه زلف سیه، اجرای گروه پایور و آواز افسانه ملک در مایه دشتی

 

توضیحات:

اجرای گروه نوازندگان فرهنگ و هنر به سرپرستی استاد فرامرز پایور

تکنوازان: فرامرز پایور، رحمت الله بدیعی، محمد اسماعیلی

اشعار و آهنگ: محمد علی امیر جاهد

تنظیم قطعات: استاد فرامرز پایور

خواننده: افسانه کیکاووسی (ملک)

آواز: دشتی

صدابردار: رحیم بقایی

 

 

مطالب مرتبط:

 

1. استاد پایور از زبان همکاران

2. دانلود برنامه های استاد پایور در رادیو

3. خاطراتی از استاد پایور

4. استاد پایور از زبان شاگردان