استاد فرامرز پایور، پدر سنتور ایران

تقدیم به خانواده بزرگ سنتورنوازان و دوستداران موسیقی ملی ایران... این وبلاگ به بررسی آثار،سبک، شخصیت و کلیه ابعاد زندگی هنری استاد پایور اختصاص یافته. دوستان عزیز، برداشت و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...لطفا به حریم یکدیگر احترام بگذاریم

گذری بر خانه پدری موسیقی ایرانی
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ مهر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: موزه استاد صبا ، شاگردان استاد صبا ، نشانی موزه صبا ، استاد فرامرز پایور

با تشکر از همراهی علاقه مندان خوب وبلاگ استاد پایور و عرض خوش آمد به دوستان جدید. امیدوارم با حضور گرم و نظرات سازنده تان بازهم در رونق وبلاگ یاری ام فرمایید.

دو سه روزی به تهران سفر کرده بودم که البته اولین و مهمترین دلیلم طبق معمول این دو سال، حضور بر سر مزار استاد پایور عزیزم و ادای احترام و ارادت و نیز سبک کردن باردلتنگی ام برای ایشان بود. جای همه دوستداران ایشان واقعا خالی! یک ساعتی با ایشان خلوت کردم و هر چند دوباره اندوه رحلتشان و خاطرات بسیاری برایم مرور شد که اشک بسیار بر دیده نشاند، اما حضور و وجود استاد را چون آفتابی احساس کردم که هرچند اکنون قابل دستیابی نیست، پرتو نورش همه جا را روشن نموده است. باز نوری از تلاش و انگیزه در وجودم دمیده شد که تنها از یاد و روح این بزرگوار بر می تابید! ایشان همواره فروغ زندگی عده بسیاری بوده و هستند، فروغی که هرگز به سردی نخواهد گرایید و چه وظایف سنگینی داریم در مقابل اقیانوس عشق و هنری که استاد برایمان به یادگار گذاشته اند...

این بار در سفرم فرصت یافتم تا دیداری کنم از خانه پدری موسیقی ایران! خانه کسی که ریشه و هویت موسیقی ما در او و فرزندان هنری اش جریان داشته و دارد. خانه عشق و صفا! خانه صبا...

خانه استاد صبا، در اندازه، کوچک بود و در مقام، بی نهایت! با وجود گذر سالیان و فرسودگی و بازسازی، هنوز پژواک عشق او را در ذره ذره اش می شد شنید! عشق و محبتی که او به پای این موسیقی ریخت و باغی از هنرمندان بزرگ پرورش داد که خودشان رگ و ریشه این موسیقی شدند و باغبانانی دیگر...

 

 استاد صبا در حیاط منزلش، 1335                          منزل استاد صبا، امروز

 

 


از آن همه سروصدا و شلوغی خیابان ظهیر الاسلام گذشتم. برای دیدار این کلبه عشق، بی تاب شده بودم... می ترسیدم با آن همه هیجان از آن عبور کنم و خود ندانم! هر بیست قدمی از کسی می پرسیدم: _موزه استاد صبا کجاست؟ _ کمی جلوتر!

از کوچه دیلمان هم گذشتم! آه دیلمان! همان نغمه که استاد صبا آنقدر به آن علاقه داشت و خودش به ارمغان آورد! کمی بعد... این هم بن بست صبا! نبش آن، در چوبی بازسازی شده به سبک درهای چوبی قدیمی...در زدم و یادم آمد چه اساتیدی روزگاری به نام شاگرد به در این منزل پناه آورده اند! داخل شدم و غرق در معنویت این خانه که اکنون تمام فضای درونی اش به موزه تبدیل شده و پر از یادگاران استاد صبا و بزرگان دیگر...عکس هایی از درویش خان، استاد وزیری و خالقی و تهرانی و... و استادان پایور و تجویدی که در این عکس ها بسیار جوان بوده اند! برخی از این عکسها را صدها بار دیده ام اما انگار اینجا در منزل استاد صبا، لطف دیگری دارد! شور و روشنی وصف ناپذیری اینجا موج می زند، گویی نبضی مقدس می طپد... تمام سازهای استاد اینجاست، از سنتور و تار و سه تار دست سازشان، تا ویولن مورد علاقه شان با نگارگری استاد بهزاد روی آن و تمبک خاتم و کمانچه پر از تزئینات عاج چوب... صفحه گردان و صفحه های قدیمی که استاد به آنها گوش می سپرده، یادداشت ها، نقاشی ها، دست نوشته ها و نیز خط نت ایشان برای استاد پایور شاگرد و حتا حلقه ازدواج و سند ازدواج استاد! نوار قلبی استاد صبا و نسخه پزشک یک روز قبل از فوت ایشان در 29 آذر 1336...یادم آمد استاد پایور هم در آذر ماه به آن دیار هجرت کردند... همراه خود نسیم صبا می برد مرا...

در انتهای سالن، هنر دست همسر ایشان خانم منتخب صبا در ساخت عروسک و دوخت جامه های محلی کلیه اقوام ایران از زمان هخامنشی تا به امروز... عجب زوج خوش ذوقی بوده اند خانم و آقای صبا!

باصفا تر از همه، آن حیاط کوچک پر از گل و گیاه بود که در عکس های قدیمی هم دیده بودم. حوض کوچکی در وسط و گل هایی پر پیچ و خم که تا دیوار قد کشیده اند. شاگردان، آن روزها می آمدند و از این حیاط می گذشتند و به کلاسشان در زیرزمین خانه میرفتند. ای کاش می شد آنجا را هم دید و تصور پررنگی از آن کلاس سرشار از عشق داشت. آنجا ریشه مکتب پایور است، آنجا خانه پدری است...حیف که می گویند اکنون برای عموم باز نیست!

حیاط منزل استاد صبا

یک گروه فیلم برداری هم آمده بودند فیلمی مستند بسازند و در آینده اندکی از استاد صبا بگویند... افسوس که اینجا اینقدر خلوت و ساکت است... در سردر خانه نوشته: این خانه را استاد صبا به دست خود ساخته است. آری دستان هنرمند استاد صبا، جد هنری همه ما در هر ساز و هر نسلی! پس نگذاریم در شلوغی بی ترحم شهر، غبار سکوت بر چهره میراث عشق و زادگاه نیاکان هنر این سرزمین نشیند... خانه صبا، ما را به گذشته هنرمان پیوند میدهد و مهر او را در دلمان فزون می کند، مهر صبا... او رفت، اما خانه هنوز پا برجاست! مکتب صبا در پایور زنده ماند و طپید...اکنون بر ماست که آن را به نیکی حفظ کنیم که این خانه ایست عمارت شده به دستان بزرگان...

خوش است گر به کاروان صبا بپیوندیم و ز کویش گذری کنیم...

توضیح: دوستان علاقه مند می توانند (ساعت 8/30 الی 14/30) در روزهای غیر از پنج شنبه، جمعه و روزهای تعطیل به نشانی تهران، میدان بهارستان، خیابان ظهیر الاسلام، شماره 94، موزه استاد ابوالحسن صبا مراجعه و یا با تلفن 33111246 تماس حاصل نمایند.

دست نوشته ها و ماسک صورت استاد صبا

ویولن مورد علاقه استاد صبا

لباس رسمی استاد صبا