استاد فرامرز پایور، پدر سنتور ایران

تقدیم به خانواده بزرگ سنتورنوازان و دوستداران موسیقی ملی ایران... این وبلاگ به بررسی آثار،سبک، شخصیت و کلیه ابعاد زندگی هنری استاد پایور اختصاص یافته. دوستان عزیز، برداشت و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...لطفا به حریم یکدیگر احترام بگذاریم

مصاحبه با استاد پایور (قسمت اول)
ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: ردیف موسیقی ، موسیقی نواحی ایران ، اصالت موسیقی

دوستان عزیز... مصاحبه ای که در زیر می خوانید در دومین شماره فصلنامه موسیقی ماهور در زمستان١٣٧٧ به چاپ رسیده است.گفتنی است که این مصاحبه پیش از وقوع بیماری استاد انجام شده بود. آنچه می خوانید عینا متن کامل چاپ شده مصاحبه در فصلنامه ماهور است. امیدوارم مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

 

اشاره:

آنچه در زیر می خوانید، فشرده یک گفتگوی رادیویی با استاد فرامرز پایور در سال ١٣٧۶ است. متن کامل این گفتگو را آقای سیامک بنایی از روی نوار بر روی کاغذ آورده و در اختیار ما گذاشته اند. از ایشان بسیار سپاسگذاریم.

استاد، ابتدا می خواهیم نظرتان را در مورد نغمه های موسیقی ایرانی بدانیم. آیا به نظر شما این نغمه ها عینا از گذشته به زمان ما منتقل شده اند؟

 پیش از هر چیز باید بگویم که من یک نوازنده و موسیقیدان هستم، نه یک محقق. به این سؤال شما قاعدتا یک محقق موسیقی باید جواب بدهد. این که نغمه ها از کجا آمده، چگونه به ما رسیده و هرکدام مربوط به چه دوره ای است،‌نیاز به تحقیق، مطالعه و ریشه یابی دارد. به هرحال تا آنجا که من می دانم،‌آنچه که امروز به دست ما رسیده، ‌موسیقی اصیل ما است. این را هم اضافه کنم که هرچقدر به مرکز ایران نزدیک تر شویم، ‌این موسیقی اصیل تر می شود. چرا که موسیقی رایج در کردستان و کرمانشاه غالبا همان موسیقی رایج در عراق است؛


موسیقی رایج در بلوچستان در واقع همان موسیقی رایج در پاکستان است؛ موسیقی متداول در شرق خراسان،‌ به موسیقی افغانستان نزدیک است و موسیقی آذربایجان شرقی با موسیقی قفقاز قرابت دارد. هرچه به مرکز ایران، مثلا اصفهان و اطراف آن نزدیک تر شویم، به موسیقی ایرانی اصیل تری می رسیم. تا سندی در دست نباشد،‌نمی توان درباره موسیقی گذشته ایران داوری کرد.  

آیا موسیقی های غیر ایرانی یا موسیقی نواحی مختلف ایران بر موسیقی سنتی ما اثر گذاشته اند؟ شما مقوله اصالت را در موسیقی چگونه تفسیر می کنید؟

تا وقتی که پای موسیقی غربی و رسانه های گروهی به این کشور باز نشده بود،‌ می توانیم بگوییم آنچه در زمینه موسیقی ساخته می شد، اصالت داشت؛ چراکه ریتم و ملودی آن را در هیچ کجای دنیا نمی توانستید پیدا کنید. اصالت،‌ یک کیفیت و مربوط به یک جای خاص است و نظیر آن را در جای دیگری نمی توان پیدا کرد. ورود موسیقی غربی و انواع نوار و صفحه موسیقی غیر ایرانی و گسترش رادیو و تلویزیون و وسایل ارتباط جمعی،‌ روی هنرمندان ایرانی_ چه در مرکز و چه در شهرستان ها_ اثر گذاشت و اصالت موسیقی ما را به تدریج خدشه دار کرد. البته عده ای از هنرمندان موسیقی سعی کردند این اصالت را حفظ کنند مانع از بین رفتن آن شوند. 

شما شاگرد استاد ابوالحسن صبا هستید و ایشان شاگرد میرزا عبدالله بوده اند. به عبارت همین رابطه و به دلیل آشنایی و حشر و نشر با استادان قدیمی و آگاهی از نظریات آنها در مورد چگونگی انتقال ملودی های موسیقی سنتی از طریق میرزاعبدالله به دیگران چه نظری دارید؟ آیا این نغمه ها بدون اعمال سلیقه و اعمال نظر شخصی منتقل شده اند؟

حقیقتش را بخواهید من نمی دانم. وقتی که من پیش مرحوم صبا کار می کردم،‌ این بحث ها مطرح نبود. موضوع مورد علاقه ما در آن دوران،‌ فراگیری و درک مطالب ایشان بود. تا جایی که به خاطر دارم، استاد صبا یک دوره ردیف میرزا عبدالله را برای سه تار به نت نوشته بودند که کتاب ارزشمندی بود و متأسفانه مفقود شد. در این که میرزا عبدالله استاد بی نظیر ردیف موسیقی بوده است، شکی نیست. به همین دلیل هم بسیاری از بزرگان موسیقی،‌یعنی استادان قبلی ما، پیش میرزا کار کرده اند. آقا حسین قلی و درویش خان از شاگردان او بوده اند. از همین جا معلوم می شود که میرزا عبدالله موسیقی خوب و اصیلی در اختیار داشته است. از میان این بزرگان تنها حسین خان اسماعیل زاده بود که پیش میرزا کار نکرده است. حسین خان کمانچه می زد و در موسیقی به اصطلاح مجتهد بود. کسانی که برای فراگیری تار و سه تار پیش میرزا عبدالله می رفتند، یک دوره هم پیش حسین خان کار می کردند. البته این بحث ها بیشتر مربوط به مرکز می شود. اگر از مرکز دور شوید، می بینید که ردیف های دیگری هم وجود دارد. مثلا در اصفهان مطالب زیادی هست و چیزهایی را که در تهران می گویند،‌قبول ندارند. شاید هم حق به جانب آنها باشد؛ چون مرکزیت ما آنجا بوده است. آنها ردیف هایی دارند که استاد کسایی بخشی از آنها را اجرا و ضبط کرده اند. من نواری از این اجراها را در منزل یکی از دوستانم شنیدم و دیدم که اختلاف آن زیاد است. هم اسامی گوشه ها خیلی زیاد است و هم مطالب خیلی فرق می کند. اینها را نمی شود نادیده گرفت. مطالب اینها خیلی بیش تر و پر محتوا تر از موسیقی ای است که ما در تهران داریم. به هرحال،‌ این تصور که میرزا عبدالله مطالب را گفته و قضیه تمام است،‌صحیح نیست. قطعا آنچه را که اشان گفته اند،‌ مورد احترام است و باید ثبت شود،‌ فراگرفته شود و بسط داده شود.

موسیقی سنتی ایران چگونه از موسیقی نواحی مختلف ایران تأثیر پذیرفته است؟

این تأثیرپذیری حتما بوده است. شما در ردیف مرحوم صبا هم که معاصر ما بودند و بیشتر فعالیت شان آهنگ سازی بوده است،‌ این تأثیرپذیری را می بینید: دیلمان،‌امیری،‌صدری_ که روی منبر می خواندند_ یا شهابی نمونه هایی هستند که ایشان از موسیقی نواحی وارد ردیف خود کرده اند. مسلما در قدیم هم همین طور بوده است. حتا در ردیف میرزا عبدالله هم که موسیقی خالصی داشته، مثلا شوشتری یا بختیاری وجود دارد. اینها ساخته او نبوده اند و همان طور که از اسم شان پیدا است، نام محل هستند و از نواحی ایران آمده اند. استادان موسیقی ما در آن دوره به نقاط مختلف ایران می رفتند و مطالبی را جمع آوری می کردند و به ردیف خودشان اضافه می کردند. این مطالب، هم از لحاظ تکنیک و هم از لحاظ محتوا، قوی و تازه بودند و موجب غنی تر شدن موسیقی ما می شدند. بنابراین، غنای امروز موسیقی ما مدیون زحمات و تلاش های استادان قدیمی ما است. اگر ردیف میرزاعبدالله را با ردیفی که مرحوم معروفی جمع آوری کرده اند،‌مقایسه کنید، می بینید که مطالب ایشان دو -سه برابر ردیف میرزا عبدالله است و اصلا با هم قابل مقایسه نیستند.

تنوع و گسترش ابزارها و امکانات شنیدن انواع مختلف موسیقی، باعث آشنایی با فرهنگ های مختلف می شود. چنین امکانی را در زمینه موسیقی، مثبت ارزیابی میکنید؟

این جبر زمان است و نمی شود از آن اجتناب کرد. گسترش و تحول ارتباط های فرهنگی اجبارا به موسیقی هم سرایت می کند که امری لازم و ضروری هم هست. در کشور ما از ابتدای عمومی شدن موسیقی_ که از دوره قاجار آغاز شده است_ احتمالا چند نفری به طور خصوصی دور هم جمع می شدند و موسیقی می شنیدند. بعد ها که موسیقی عمومیت بیش تری پیدا می کند و بر تعداد علاقه مندان آن اضافه می شود،‌ دیگر نمی توان همان موسیقی را که برای ۴ نفر زده می شد، برای ۴٠ تا ۴٠٠ نفر زد. به عبارت دیگر،‌ شیوه های اجرای موسیقی هم متحول می شود. نکته ای که من می توانم عرض کنم این است که اگر این تحولات بر مبنای حفظ اصالت موسیقی ایرانی باشد، ‌موجب پیشرفت آن خواهد شد و اگر دائما از موسیقی غربی اقتباس کند و از موسیقی اصیل ایرانی منحرف شود،‌ به آن صدمه خواهد زد. کسانی که در پی نوآوری و ایجاد تحول در موسیقی هستند،‌ باید ردیف موسیقی ایران را خوب بدانند؛ استعداد،‌ ذوق و دانش موسیقی داشته باشند، موسیقی غربی را خوب بشناسند تا بتوانند طوری از آن استفاده کنند که به موسیقی ما لطمه نزند. این کار آسانی نیست و صلاحیت و معلومات زیادی می خواهد. نکته مهم تر این است که ما قرن ها موسیقی نداشتیم و نسل های گذشته،‌ و حتا نسل امروز ما،‌ از موسیقی بی اطلاع بوده اند و هستند. موسیقی علاوه بر اینکه باید برای مردم لذت بخش باشد،‌ باید جنبه آموزش هم داشته باشد؛ یعنی نسل های آینده را باید با جنبه های آموزشی موسیقی طوری تربیت کرد که بتوانند درک بیشتری از موسیقی خود پیدا کنند.

ادامه مصاحبه در یادداشت بعدی خواهد آمد...     ‌