استاد فرامرز پایور، پدر سنتور ایران

تقدیم به خانواده بزرگ سنتورنوازان و دوستداران موسیقی ملی ایران... این وبلاگ به بررسی آثار،سبک، شخصیت و کلیه ابعاد زندگی هنری استاد پایور اختصاص یافته. دوستان عزیز، برداشت و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...لطفا به حریم یکدیگر احترام بگذاریم

استاد پایور به قلم پرویز مشکاتیان
ساعت ۳:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: مقاله پرویز مشکاتیان درمورد فرامرز پایور ، کتاب زندگی نامه پرویز مشکاتیان ، تصنیف چشم نرگس(خواهم که بر زلفت) ، سبک سنتورنوازی پایور و مشکاتیان

طبق درخواست یکی از دوستان وبلاگ، در این یادداشت به نوشته استاد مرحوم، پرویز مشکاتیان درمورد استاد پایور می پردازم. این مقاله در زمان حیات استاد و در سال 1378 در مجله هنر موسیقی شماره 14 در سلسله مقالاتی با نام « استادمان پایور» منتشر شده و بعدها در کتاب آوای مهرآیین (زندگی نامه پرویز مشکاتیان)_ نوشته مهران حبیبی نژاد_ آمده است. 

خواندن این مطالب برای سنتورنوازان به ویژه افرادی که سبک استاد مشکاتیان را دنبال می کنند، می تواند جالب و آموزنده باشد. چراکه برخی از آنها به اشتباه گمان می کنند که با پیروی از شیوه شادروان مشکاتیان، نیازی به حرمت گذاری به پدر سنتور نوازی ایران، استاد فرامرز پایور و خدمات ارزشمند ایشان ندارند! متأسفانه جامعه امروز ما پیروی از یکی را با انکار دیگری توأم کرده و به خصوص در جوانان امروزی می بینم که گاهی متجدد بودن خود را بهانه ای برای ناسپاسی نسبت به زحمات اسطوره های تاریخ هنر قرار می دهند!

در هرحال سبک این دو هنرمند تفاوت های بسیاری در نوازندگی و آموزش دارد که در باید جای خود بررسی گردد، اما گذشته از جنبه اطلاع رسانی در مورد بیانات شادروان مشکاتیان در مورد استادمان پایور، پیامم از ارسال این یادداشت این است که خود ببینیم و بدانیم که این هنرمندان نسبت به خدمات هنری یکدیگر قدرشناس بودند و حالا شاگردان و نسل های بعدی آنها، به بهانه تفاوت سبک که اتفاقا لازمه پویایی هنر است، با یکدیگر بی مهری و گاه بی حرمتی و جدال می کنند! افرادی که این دو استاد را می شناسند، به خوبی می دانند که مشکاتیان با نوای مضراب های سنتور پایور در جشن شیراز و شب نیشابور، عشق به سنتور را تجربه کرد و راهش را در این وادی دنبال نمود. سپس خود سبکی نو آفرید و البته خواستگاه هنرش را فراموش نکرد.

بنابراین بیاییم به جای کوفتن بر طبل دشمنی، عقاید متفاوت و رنگ های متفاوت هنری را تحمل کنیم و سعی کنیم از هریک نکته ای برگیریم. نوگرایی هیچ گاه به معنی پایمال کردن اصالت نبوده و نیست! 

روح هر دو هنرمند شاد باد...

و اینک مقاله «استادمان پایور» به قلم پرویز مشکاتیان:

 

 

صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را

که دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

« تاکنون هیچ گاه حافظ تنهایم نگذاشته است و هر آینه که به درماندگی رسیده ام به مددم آمده است. از من خواسته شد در مورد استاد پایور مطلبی بنگارم،... دیرکرد نوشتار، خود خبر از دشواری کار را می داد. شاید تا همین اکنون اولین بار باشد که یکسره گیج شده ام. همیشه در هر موردی حرفی، سخنی، نکته ای داشته ام و به راحتی، ولی این بار نمی دانم از چه زاویه ای نگاهم را به کاغذ درآورم. اگر بخواهم یک بازنگری درمورد کارهای انجام شده توسط استاد بنگارم که مثنوی هشتاد من خواهد شد که تازگی نخواهد داشت. به دلیل روانی کار هنری استاد و دیگر اینکه "آفتاب آمد دلیل آفتاب" ... 


گمان نمی کنم در این وادی، کسی که حتا نه با یک ساز که با موسیقی آشنایی اندکی هم داشته باشد، قلندر و قلدر و قدری چون پایور را نشناسد. او نیازی به تعاریف و تفاسیر ندارد، چون کوه دماوند زیبا، استوار، با سلیقه به هوا و فضای موسیقی ایران روح روندگی بخشیده و خواهد بخشید. هرگز یادم نمی رود در نیشابور(البته اندک) با یکی از دوستان نازنینم _ سعید محمودی _ مثلا درس می خواندم. او بازیگوشی های مرا دریابیده بود و به سراغم می آمد که ناگزیر به درس بنشینیم. یک رادیوی ترانزیستوری روی میز کارم همیشه روشن بود تا مگر صدای سنتور برشته خوش کوک، پرتکنیک و پرمحتوای پایور پخش شود و جانی بگیرم. اگر چنین می شد به سعید می گفتم بلند شو برویم خیام.

می خواهم بگویم استاد در آن زمان با دل های ما خیلی کار کرد، تک تاز و یگانه بود و با پیرامونیانش در فاصله بسیار.

اگر سنتورنوازان ایران را خانواده ای فرض کنیم که این ساز را اکنون جهانی کرده اند، پایور بی تردید پدر خانواده است. خدای را شاهد می گیرم که با تنظیم زیبای «خواهم که بر زلفت» هم اشک ریخته ام و هم به آینده موسیقی ایران امیدوار مانده ام. من فکر می کنم تا زمانی که طفلی زاده می شود، خداوند هنوز به بشریت امیدوار است و همین جا می خواهم بگویم تا پایور نفس می کشد، موسیقی ایرانی طپنده است.

دانلود تصنیف چشم نرگس (خواهم که بر زلفت) با تنظیم استاد پایور و آواز استاد شجریان، اجرا گروه پایور

فرامرز پایور، در زندگی هنری خود از آن دسته از موزیسین هایی است که به موسیقی معنا بخشیده است. یعنی زمانی که موسیقی سنتی می رفت که موازین کاباره ای را به خود بگیرد _ خواننده سالاری_ پایور در پای خیلی از حقایق ایستاد و چون خیلی از ساز به دستان متملق و مقلد، تن به موازین نادرست نداد. توضیح اینکه در موسیقی کاباره ای خواننده خیلی مهم است و چه برای خواننده و چه برای شنونده کاباره_ یا باشنده کاباره_ فرقی نمی کند که همراهان و هم نوازان خواننده چه کسانی باشند و چه چیزهایی بنوازند. شنونده از پیش برای _اگر نگویم خوش گذرانی_ از برای وقت گذرانی آمده است. برای همین، خواننده در پرتویی از نور و نوازندگان، در هاله ای از تاریکی هم نواز خواننده اند. ولی در موسیقی های کلاسیک یا سنتی یا اصیل هر سرزمینی این طور نیست. آهنگساز و سرپرست گروه و تکنوازی که در کنار خواننده قرار می گیرد، چه بسا که کار را از پیش پا افتادگی، به اوج برساند. نمونه های بسیاری در موسیقی خودمان نیز هست که یک خواننده با دو آهنگساز و سرپرست، درجات صعودی یا نزولی در کار خویش داشته است. متأسفانه هنوز به دلیل کم شناختی شنونده، اولین سؤالی که می شود این است که خواننده کیست؟! و نه این که چه کسانی آن اثر را ساخته و پرداخته و خوانده اند. یک خواننده پرتوان موسیقی ایران می تواند کاری را که به وسیله یک آهنگساز، خلق شده است به شکل مناسب یا درنهایت به شکل نهایی نزدیک کند، هیچ خواننده ای یک کار متوسط را نمی تواند تعالی بخشد، ولی آهنگساز می تواند از یک خواننده مهیا، کارهای متعالی به وجود آورد.

حالا دیگر شاید بشود گفت که جایگاه خواننده در موسیقی کاباره ای یا در موسیقی سنتی یا کلاسیک متفاوت است. در همین راستا خاطره ای از استاد پایور می خواستم بگویم که البته آن قدر برای صدابردار خوش افتاده بود که با آب و تاب برایمان تعریف کرد.  

 استاد پایور با یکی از خوانندگان موسیقی سنتی کاری را انجام داده اند و در استودیو بل؛ بعد از میکس اولیه_ میکس به زمانی گفته می شود که آهنگساز، صداهای ضبط شده بر روی 16 باند دستگاه را به طریقه دلخواه مخلوط می کند و صدایی که می خواهند، بر روی 2 باند می آورد که آن می شود نوار مادر یا مستر _ خواننده کپی یی از آن می گیرد و ظاهرا شب در جمع دوستان، نوار را گوش می دهند و هرکس نظری می دهد که معولا از این دست می تواند باشد:

چرا صدای خواننده به نسبت گروه، کم است؟ یا چرا سازها بیشتر نواخته اند و خواننده، کم آواز خوانده است؟

فردا که برای میکس نهایی به استودیو می روند، آقای خواننده در اتاق فرمان به استاد پایور می گوید که یک بار دیگر می خواهد کار را بخواند. در بالای ضبط اتاق فرمان به خطی نه چندان زیبا نوشته شده است که : اگر در ضبط نقشی ندارید، اتاق فرمان را ترک کنید!

استاد پایور به دفتر استودیو (در طبقه بالا) می روند و از آنجا زنگ می زنند! تا 2 دقیقه دیگر به جز صدابردار، هیچ کس در اتاق فرمان نباشد و در ضمن از مدیریت استودیو می خواهند که نوشته بالای میز کار را به چند زبان خراسانی، کردی، اصفهانی ترجمه و در کنار نوشته قبلی قرار دهند...،

باشد که سایه اش بر سر ما مستدام باقی بماند.

پرویز مشکاتیان»

منابع:

مجله هنر موسیقی، شماره 14، آذر و دی 1378

کتاب آوای مهرآیین،زندگی اندیشه و آثار پرویز مشکاتیان، نوشته مهران حبیبی نژاد،1388 انتشارات مروارید

 

مطالب مرتبط:

صفحه استاد پایور از زبان همکاران