استاد فرامرز پایور، پدر سنتور ایران

تقدیم به خانواده بزرگ سنتورنوازان و دوستداران موسیقی ملی ایران... این وبلاگ به بررسی آثار،سبک، شخصیت و کلیه ابعاد زندگی هنری استاد پایور اختصاص یافته. دوستان عزیز، برداشت و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...لطفا به حریم یکدیگر احترام بگذاریم

نکاتی در مورد تدریس و تعلیم سنتور(مقاله ای به قلم استاد پایور) قسمت اول
ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۱  کلمات کلیدی:

با عرض سلام و سپاس از دوستان خوب وبلاگ که با جدیت، مطالب را پیگیری کرده و بنده را همراهی می نمایند.

در این یادداشت به مبحث بسیار مهم آموزش سنتور می پردازیم. این موضوع در سالهای اخیر متأسفانه بیشتر از مسیر صحیح خود خارج شده و در حال حاضر شاهد آموزش غیر استاندارد موسیقی و مخصوصا سنتور در بسیاری مراکز آموزش هنری کشور هستیم. این مسئله برای ساز سنتور با این متد کامل و مدون آموزشی، یک فاجعه محسوب می شود! البته شیوه آموزشی سنتور، تنها در مکتب استاد پایور کاملا مشخص و توجیه شده می باشد، به نحوی که معلم و شاگرد هیچ گونه سردرگمی در این زمینه نداشته باشند. لیکن متأسفانه عده ای از مدرسین سنتور، یا از این اصول بی اطلاع هستند و یا به دلیل سودجویی و یا ضعف کاری خود، از رعایت این اصول خودداری کرده و هنرجویان مستعد بسیاری را از تحصیل صحیح موسیقی و ساز سنتور محروم می سازند. در اینجا به یقین عرض می کنم که در آموزش غیر صحیح و غیر اصولی ساز سنتور، فقط و فقط معلمین مقصر هستند! معلمی که خود آموزش صحیحی نداشته و یا برای ارکان اساسی و پایه ای نوازندگی هنرجوی سنتور ارزشی قائل نیست و یا حوصله و تعهد کافی برای پرداختن به آنها ندارد، به هیچ وجه دارای صلاحیت تدریس این ساز نمی باشد. وی نه تنها به استعداد و تلاش و علاقه هنرجو خیانت می کند، بلکه چه بسا با آموزش غلط به هنرجو که احتمالا او هم در آینده شاگردانی خواهد داشت، بدآموزی داشته و به چند نسل هنری نیز ظلم می کند!

در حال حاضر، مسئله آموزش نادرست سنتور، به نظر بنده مهم ترین درد ساز سنتور و حتا موسیقی ایران است. ما در این ساز نه آثار آموزشی و اجرایی کم داریم و نه کمبود آلبوم موسیقی و کتاب و نوازنده و ... عده ای از مدرسان به بهانه های موهوم می گویند که درآمد مالی تدریس و استعداد شاگردان آنقدر نیست که بیاییم برای کار تدریس، انرژی و وقت آنچنانی بگذاریم! بازهم بنده به شدت بر این افراد خرده می گیرم و می گویم همان چند دقیقه ای که برای شاگرد وقت می گذارید، باید صحیح و اصولی باشد! باید اشکالات شاگرد گفته شود و اگر درس خوب نیست، تکرار شود. باید روال درست آموزش و ترتیب مطالب درسی رعایت شود و هزاران نکته ظریف دیگر که اگر معلمی توانایی انجام آنها را ندارد، روا نیست که به امر آموزش بپردازد و با قصور خود سطح هنری جامعه را تنزل دهد. چه بسیار شاگردانی با استعداد معمولی در موسیقی که با آموزش صحیح و سیستماتیک، به مراحل بالا در نوازندگی یا آموزش رسیده اند!

در این مقاله به مطالب پایه و مهمی در آموزش سنتور به قلم استاد پایور می پردازیم که در مرداد ماه 1340 در مجله موزیک ایران به چاپ رسیده و در کتاب مجموعه مقالات درباره سنتور، گردآوری شهاب منا بازنشر شده است. مقاله در دو یادداشت تقدیم شما خواهد شد و در ادامه، تحلیل مختصر بنده حقیر جهت برجسته سازی برخی نکات مهم افزوده خواهد شد. همچنین در آینده به نقد و بررسی و آسیب شناسی بیشتر در زمینه آموزش موسیقی و ساز سنتور خواهیم پرداخت تا هم هنرجویان سنتور و هم هنرآموزان محترم، با چارچوب های مورد انتظار در این زمینه بیشتر آشنا شده و ایده آل ها را در نظر بگیرند.

توجه داشته باشید که مقاله استاد پایور پس از گذشت بیش از پنجاه سال، هنوز سودمند و دارای نکات بسیار اساسی است که حتا بیش از پیش درد آموزشی سنتور و سنتور نوازان می باشد. این نکته سنجی و توجه استاد پایور در آن زمان به امر آموزش و رفع اشاکالات هنرجویان و اقدام به نگارش مقاله در این زمینه آن هم با زبان ساده و قابل فهم شایسته تقدیر و توجه است!

و اینک مقاله استاد پایور:

      


     نکاتی در مورد تدریس و تعلیم سنتور:

 

در چند سال اخیر که به کار تدریس سنتور اشتغال داشته ام، به نکات بس مهمی از این قسمت برخورد کردم که لازم دیدم آنها را در اینجا برای معلمین محترم این ساز یادآور شوم، زیرا [در] بیشتر شاگردانی که از کلاس های مختلف نزد اینجانب می آیند مشاهده می شود که [استیل نوازندگی شاگرد] به علت مسامحه استاد خود به وضعی تأسف آور افتاده و اصلاح پنجه او کار بس دشواری است. اشکالات این گونه شاگردها از شاگردانی که تازه شروع به کار نوازندگی می کنند به مراتب زیادتر است، زیرا این دسته به علت عدم دقت در صحیح زدن مضراب و تمیز اجرا کردن قطعات موسیقی پنجه خود را به کلی خراب کرده [اند] و باید مدت مدیدی وقت صرف نمایند تا کم کم به راه صحیح هدایت شوند و تمرین آنها موجب پیشرفت شان در ساز گردد؛ در صورتی که پیشرفت شاگردان مبتدی اگر معلمشان کمی در دروس اولیه آنها دقت بنماید و در مرحله اول با صحیح ترین روش، پنجه او را راهنمایی کند سریع تر است و خیلی زودتر به نتیجه می رسد. در ضمن، هرچقدر بیشتر تمرین کنند پیشرفت بیشتری حاصل خواهند نمود. نکته اخیر را از این نظر ذکر کردم که اغلب شاگردانی که به اینجانب مراجعه می کنند، اشخاصی هستند که به علت عدم تمرین صحیح و تکنیک غلط به بن بست رسیده اند و هرچه تمرین می کنند متوجه می شوند که پیشرفتی حاصل نمی شود. دسته ای از آنها، به کلی ناامید شده موسیقی را ترک می کنند، ولی دسته دیگر که مقاومت زیاد و ذوق و علاقه بیشتری دارند بالاخره به هر زحمتی شده، راه صحیح را جسته متوجه می شوند که در این راه جدید هرچه بیشتر تمرین می کنند، موفقیت بیشتری نصیبشان می شود و بدین وسیله تشویق می شوند که بیشتر کار کنند تا به مرحله تکامل نزدیک گردند.  

برای اینکه از این مبحث زیاد دور نشویم چند نکته اساسی که به خصوص در مراحل اولیه تدریس شاگرد لازم به یادآوری است، متذکر می شوم. این نکات شاید قبلا هم در مجله موزیک به نحو دیگری به چاپ رسیده باشد، ولی از نظر اهمیت موضوع بد نیست که مجددا با دقت بیشتری روی این قسمت مطالعه شود تا شاگردان این ساز بتوانند توفیق بیشتری در ترقی و پیشرفت خود حاصل نمایند.

1. طرز گرفتن مضراب:

نکته خیلی مهم در این قسمت آن است که شاگردان سنتور، اغلب طرز گرفتن مضراب و زدن آن به روی سنتور را عینا از معلم خود تقلید می کنند. البته این یک امر طبیعی است. در این صورت، معلم باید کاملا دقت کند که برای نشان دادن مضراب زدن به روی سیم های سنتور و به طور کلی فیگور نشستن و نواختن، غیر عادی و غیر طبیعی نباشد. حتا اگر خود معلم موقع نوازندگی در مجالس یا محافل یا مؤسسات هنری دارای ژست ها و فیگورهای مخصوص به خود می باشد، در کلاس مخصوصا باید سعی کند  که حالت نشستن، گرفتن مضراب و زدن آن بر روی سنتور کاملا طبیعی و مطابق با اسلوب صحیح باشد، چه مسلم است  که شاگردان عینا اداها و اطوارهای او را تقلید می کنند و به جای اینکه از معلم خود مشق سنتور بگیرند درس رقص یا ورزش می گیرند.

در ضمن، معلمین باید دقت کنند  که اگر شاگردان در حین نواختن، حرکات خارج از معمول یا غیر طبیعی  می کنند، به آنها متذکر شوند و مصرا از او بخواهند که طبیعی ترین وضع را در حین نوازندگی داشته باشند؛ به خصوص از فشار آوردن به بازوها و بدن، دولا شدن (قوزکردن)، چشم ها را به نت زل کردن، پازدن و دست ها حرکت خارق العاده دادن جدا جلوگیری نمایند. تمام آنچه که در بالا گفته شد برای شاگردان و نوازندگان نقطه ضعف محسوب می شود و چنانچه یکی از آنها در نوازنده ای وجود داشته باشد، به راحتی نمی تواند ساز بزند و همین خود یکی از نکات بسیار مهم و اساسی فن نوازندگی است که [عدم رعایت آن] موجب عدم پیشرفت نوازنده این ساز می گردد.

البته چون میل ندارم که این مقاله زیاد جنبه فنی پیدا کند بیشتر از این توضیح لازم نیست. البته در کتابی که اخیرا برای تدریس سنتور تهیه کرده ام و زیر چاپ است [دستور سنتور، چاپ اول:1340] دقیقا این نکات به کرات شرح داده شده و تمرین های بخصوص برای آنها در نظر گرفته شده است که بعد از انتشار به نظر معلمین و شاگردان سنتور خواهد رسید. 

2. طرز زدن مضراب:

عدم دقت در این قست نیز بی اندازه مضر است. اغلب مشاهده کرده ام که شاگردان سنتور بدون اینکه دقت کنند مضراب را به کجا می زنند و آیا مضراب های آنها به همان سیم هایی که مورد نظر آنها است می خورد یا نه به کار خود ادامه می دهند. چنانچه این عمل ادامه پیدا کند، ‌هیچ وقت شاگرد نمی تواند به اصطلاح « تمیز ساز بزند » و همیشه ساز او پر از اشتباه خواهد بود و این از وظایف بسیار مهم معلمین است که همیشه این نکته را یادآور شوند و چنانچه شاگرد موقع درس پس دادن (نه در موقع درس گرفتن) مضرابی را اشتباه زد، از او بخواهند که مجددا آ« قسمت را اجرا کند و چنانچه در یک قطعه بیش از سه یا چهار بار مضراب ها را اشتباه زد و بعد از تکرار نیز نتوانست به نحو احسن قطعه ها را اجرا کند درس جدید به او ندهند و آنقدر او را در همان درس نگه دارند تا خوب از عهده اجرای آن برآید. با این ترتیب، یک قطعه هرچقدر هم ساده باشد و هرچقدر هم شاگرد مبتدی باشد وقتی خوب عمل آمد و به اندازه کافی تمرین شد، برای هرفرد قابل شنیدن و لذت بردن می باشد. خاصیت این عمل آن است که وقتی در ابتدای امر که درس ها ساده و یادگرفتن آنها آسان است شاگرد عادت کرد آنها را شسته رفته و تمیز اجرا نماید، به تدریج که قطعات مشکل تر می شود عادت مرتب و منظم و بدون غلط و بدون پس و پیش اجرا کردن مضراب ها در تمام قطعات، اعم از مشکل و یا آسان، برای او باقی خواهد ماند. تذکر این نکته نیز ضروری است که معلمین خود باید قطعاتی را که به شاگردان درس می دهند بدون غلط و هرگونه اشکال به راحتی اجرا کنند نه آنکه خودشان غلط بزنند ولی از شاگرد بخواهند که صحیح اجرا کند [ که در این صورت] حکایت آن معلمی می شود  که به علت زبان گرفتگی می گفت: « من می گویم انف، تو نگو انف، تو بگو انف.»  

ادامه دارد... 

 

مطالب مرتبط:

صفحه مقالات استاد پایور