استاد فرامرز پایور، پدر سنتور ایران

تقدیم به خانواده بزرگ سنتورنوازان و دوستداران موسیقی ملی ایران... این وبلاگ به بررسی آثار،سبک، شخصیت و کلیه ابعاد زندگی هنری استاد پایور اختصاص یافته. دوستان عزیز، برداشت و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...لطفا به حریم یکدیگر احترام بگذاریم

شب یلدا به یاد صبا، دومین یادبود
ساعت ٧:٤۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ آذر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: سالگرد درگذشت استاد صبا ، مصاحبه رادیویی با استاد صبا ، مصاحبه استاد پایور در مورد استاد صبا ، ابوالحسن صبا و شاگردان او

ابیاتی از غزل ساز صبا، سروده استاد شهریار:

بزن که سوز دل من به ساز می گویی / مگر ز دل چه شنیدی که باز می گویی

مگر حکایت پروانه می کنی با شمع / که شرح قصه به سوز و گداز می گویی

 مگر چو باد وزیدی به زلف یار که باز / به گوش دل سخنی دلنواز می گویی

ترانه غزل شهریار و ساز صبا است / بزن که سوز دل من به ساز می گویی

 

 

29 آذر مصادف است با سالروز درگذشت استاد ابوالحسن صبا، بزرگترین معلم موسیقی ایران زمین...

 همه آنها که ساز ایرانی به دست می گیرند، و حتا کسانی که نمی نوازند اما به نغمات موسیقی ایرانی گوش فرا می دهند، به نوعی مدیون زحمات این هنرمند والا مقام هستند. استاد صبا یعنی مکتب موسیقی ایران، یعنی آموزش دلسوزانه، یعنی ذوق و درایت و استاد صبا یعنی پدر خاندان موسیقیدانان بزرگ ایران...

55 سال پیش در چنین شبی، استاد صبا همچون باد صبا، با کاروان صبا، چو بوی گل به بوستانی دیگر هجرت نمود تا بهار مست را در آن دیار سامانی بخشد و به یاد گذشته، زرد ملیجه ای را که به زندان این دنیا گرفتار بود، رهایی بخشد...


کنون که پس از سالها، هنوز از میراث هنری و حاصل زحمات یادگاران مکتب وی بهره می بریم و بدان افتخار می ورزیم، جای آن است که یادش را گرامی بداریم، به روح بزرگش درود فرستیم و بار دیگر به خاطر آوریم که تا ابد مدیون این استاد والا مقام و گوهرانی که در موسیقی پرورش داد، هستیم. تا موسیقی ایران زنده است، ردپای استاد صبا در جاده حیات موسیقی ایران جاودانه است... 

مطلبی که بدین مناسبت تقدیم می شود، در ابتدا مصاحبه ای رادیویی با استاد صبا و بیان نکاتی از زبان خود ایشان در مورد آثار و سوابق هنری استاد. البته جای افسوس دارد که سوالاتی این چنین معمولی و غیر تخصصی از استاد صبا با آن عظمت هنری پرسیده شده، اما همین اندک نیز یادگاری مغتنم برای ما بوده و خواهد بود.

دانلود مصاحبه رادیو با استاد صبا

در ادامه، بخشی از جملات به قلم استاد صبا که در روزهای آخر عمر ایشان نگاشته شده. توضیح مقدمه از آقای میرعلی نقی می باشد.

« هنر یا زندگی؟» آخرین یادداشت استاد ابوالحسن صبا بود. او این یادداشت را به خواهش سردبیر وقت مجله اطلاعات هفتگی نوشت و هشت روز قبل از مرگش، در آن مجله به چاپ رسید. "هنر یا زندگی؟ " عنوان یک همه پرسی بود که عده ای شاعر و نویسنده و بازیگر تئاتر و موسیقی دان در آن شرکت کرده بودند. مجموعه یادداشت های آنها در کتابی جداگانه به کوشش نویسنده این یادداشت، در دست چاپ است.

شتابزدگی، کم حوصلگی و خستگی صبای رنجدیده از محتوای متن و شیوه نگارش این یادداشت، کاملا آشکار است. این نوشته را بعد از چهل سال به یاد و احترام او چاپ می کنیم و گرامیش می داریم که تجسم راستین ادب درس و ادب نفس بود.

  سید علیرضا میرعلی نقی »

استاد صبا:

« به نظر من، هنرمند واقعی نمی تواند از آشفتگی دور بماند.

_ در حقیقت، روح بلندپرواز او طالب آزادی و آشفتگی است و متأسفانه زندگی آشفتگی را دوست ندارد. زندگی می خواهد همه چیز نظم و ترتیب داشته باشد و روی هرکاری از چند جهت حساب شود. در حالی که هنر از این حساب ها سرش نمی شود.

_این که گفتم هنرمند واقعی، برای آن است که عقیده دارم هنرمندی که بدون تظاهر تمام وجودش را برای هنر کار کند، دلش برای هنر بطپد، و همه فکرش متوجه هنرش باشد، هنرمند واقعی است. روی هنر حساب کردن، استفاده کردن، انتظار تشویق و تقدیر داشتن و همه اینها، خصایص کسانی است که به هنرمندی تظاهر می کنند و هنرمند واقعی نیستند.

_ ...و اما هنرمند واقعی هرگز نمی تواند اهل حساب و کتاب و نظم و ترتیب و سایر امور مربوط به زندگی باشد. زیرا این کارها وقت او را تلف می کند. آن هم وقت گرانبهایی که باید در راه هنر صرف شود...

***

_ اینها به کنار، مسئله اساسی مسئله نان است. زندگی شوخی بردار نیست. برای زنده بودن باید نان خورد؛ و برای نان درآوردن باید تلاش کرد و این وقت عزیز و پرارزشی که باید صرف هنر شود، صرف زندگی می شود.

اغلب شاگردانم به من می گویند: « آقا اگر فلان ردیف را شما ننویسید، یا نت فلان آهنگ را تنظیم نکنید، دیگر بعد از شما کسی نیست که این کارها را بکند».

من هم خودم خیلی میل دارم و آرزو دارم تا آنجا که میسر است و تا آنجا که نیرو و خاطره ام یاری می کند، آنچه را که می دانم بنویسم. نگذارم آثار بسیار ارزنده و گرانبهایی (که باید برای ما بماند) از بین برود، ولی... مگر زندگی ی گذارد؟مگر زندگی امان می دهد؟

_ کار هنری، مخصوصا در ایران، خیلی ناکامی دارد، خیلی زجر دارد.

اما ناگفته نگذارم که این  ناکامی و زجر چون برای هنر و در راه آن است، بسیار بسیار لذت بخش است. لذتی که هیچ زبانی قادر به توصیف آن نیست. ولی اگر بخواهیم روزی هنر را به خاطر این ناکامی ها کنار بگذاریم، آن وقت تنها چهره ای مخوف از زندگی رو به روی ماست.

زندگی بدون هنر!

_ زندگی بدون هنر، که من هرگز تصور آن را هم نمی توانم بکنم، شاید شبیه یک جور زندان سیاهی باشد که در آن، حتا همه گونه حقی را از انسان سلب کنند و تنها شام و ناهاری جلویش بگذارند تا به تدریج بمیرد.

_ من بسیاری از هنرمندان بزرگ و واقعی را در همین ایران خودمان و در همین رشته موسیقی سراغ دارم که وقتی به زندگی پیوستند، نور هنر در وجودشان رو به خاموشی گذاشت و آن آتش سوزان به سردی گرایید.

***

_ در راه هنر و اعتلای آن، همه چیز باید وقف شود...

22 آذر 1336 »

منبع: برگرفته از کتاب یادنامه صبا، به کوشش علی دهباشی، مقاله هنر یا زندگی نوشته ابوالحسن صبا، با مقدمه علیرضا میرعلی نقی، نشر ویدا

مزار استاد صبا در آرامگاه ظهیرالدوله تهران، شمیران

 

سالها پیش و قبل از بیماری استاد پایور، در برنامه رادیویی که در گرامیداشت زنده یاد استاد ابوالحسن صبا به ایشان اختصاص یافته بود، در مصاحبه ای ضمن سؤالاتی از حضرت استاد پایور، از ایشان خواستند تا این جمله را با نظر خود تکمیل کنند:

 اگر صبا به دنیا نمی آمد...؟

استاد پایور فرمودند:

« اگر واقعا استاد صبا نبود، باید به شما بگویم که اصلا موسیقی ما نبود...

برای مثال استاد وزیری خط نت را به ایران آوردند و این کمکی بود که به استاد صبا شد که بتوانند آثارشان و موسیقی اصیل ایرانی را که 20 سال سینه به سینه زحمت کشیده و فراگرفته بودند، اینها را روی کاغذ بیاورند و در اختیار نسل های بعدی بگذارند. باید قبول کرد که استاد وزیری زحمت کشیدند ولی زحمتی که استاد صبا کشیدند، حفظ و نگهداری و  واقعا میراث فرهنگی موسیقی ما را ایشان حفظ کردند و نگه داشتند که امروز به دست ما رسیده. امیدوارم که همه جوانها و همه کسانی که تحصیل می کنند، ارزش ایشان و ارزش این اشخاص را بفهمند. اگر نواقصی در کار می بینند، فراموش نکنند که تمام این کارها برای اولین بار بوده که انجام می شده...

...ایشان استادِ حسین تهرانی هم بوده اند...هم ضرب را استادانه تدریس می کردند هم سه تار را، هم تار، هم ویولن ، هم سنتور را. حتا قدری هم نی زده بودند و استاد کسایی هم خودشان اذعان دارند که مدت ها از محضر ایشان استفاده کردند و تنها نوازندگی نبوده است، بلکه گرفتن مطالب و گوشه ها و تکه ها و غیره را توسط سه تار و ویولن و غیره ، استاد کسایی از ایشان استفاده کردند و ایشان [استاد صبا] تنها کسی بودند که با کمال خلوص نیت واقعا آنچه که داشتند را مثل استادشان میرزا عبدالله در اختیار مردم و علاقه مندان گذاشتند و همین موجب شد که موسیقی ما الآن باقی بماند...»  

 

مطالب مرتبط:

1. شب یلدا به یاد صبا، نخستین یادبود وبلاگ

2. گذری بر خانه پدری موسیقی ایران (منزل استاد صبا)

3. عشق پایور به استاد خود

4. سالروز تولد استاد صبا و مصاحبه استاد پایور، قسمت اول

5. سالروز تولد استاد صبا و مصاحبه استاد پایور، قسمت دوم

6. صفحه یادمان استاد پایور در وبلاگ