استاد فرامرز پایور، پدر سنتور ایران

تقدیم به خانواده بزرگ سنتورنوازان و دوستداران موسیقی ملی ایران... این وبلاگ به بررسی آثار،سبک، شخصیت و کلیه ابعاد زندگی هنری استاد پایور اختصاص یافته. دوستان عزیز، برداشت و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...لطفا به حریم یکدیگر احترام بگذاریم

گردهمایی هنرمندان در سالروز صبا و یادداشت استاد همایون خرم
ساعت ۱:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: گرامیداشت استاد ابوالحسن صبا ، خاطراتی درمورد استاد صبا و هنرش ، نوشته استاد همایون خرم درباره استاد صبا ، ویژگی های استاد ابوالحسن صبا

گرامیداشت ابوالحسن صبا در ارسباران:

نشست ماهیانه پیشکسوتان موسیقی ایران روز چهارشنبه 29 آذر ساعت 18 در سالن آمفی تئاتر فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

 

خاطره گویی اهالی موسیقی از استاد صبا:

نوزدهمین نشست ماهانه اهالی موسیقی در فرهنگسرای ارسباران عصر روزچهارشنبه 29 آذر ماه با موضوع گرامیداشت یاد و خاطره استاد صبا برگزار شد.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، این نشست از ساعت 18 و با حضور افرادی چون ارفع اطرایی، جواد بطحایی، عبدالعظیم زرین کوب، گیتی خسروی، سهیل محمودی و بسیاری دیگر از اهالی فرهنگ و هنر آغاز شد.

در ابتدای ایت نشست علی رضا پور امید به عنوان مجری برنامه ضمن ارائه توضیحاتی در مورد ضرورت گردهمایی بیشتر اهالی موسیقی و یاد آوری سالروز درگذشت ابوالحسن صبا، از فرمان مرادی دعوت کرد تا به نقل قولی درباره استاد صبا بپردازد.

فرمان مرادی ساز ساز نیز پشت تریبون قرار گرفت و گفت: ماجرایی را که قصد دارم از صبا برایتان روایت کنم نقل قولی از مشیر معظم است. مشیر معظم از مالکین بزرگ شیراز بود که با اهالی موسیقی از جمله درویش خان مراوده داشت...


وی در ادامه افزود: مشیر معظم می گوید روزی تار می زدم هوس کردم یک سه تار بگیرم. شنیده بودم در تهران مفتح السلطان و عشقی سه تارهای خوبی می سازند؛ این بود که خودم را به تهران رساندم و ابتدا به نزد مفتح السلطان رفتم.

مرادی تصریح کرد: وقتی وارد مغازه مفتح شدم شخص محترمی در کنار او روی یک چهارپایه نشسته بود. از قصد خودم برای تهیه سه تار گفتم و شروع کردم به امتحان کردن و نواختن سه تارهایی که آنجا بود. در نهایت پس از یک ساعت و نیم، و ساز سه تار را جدا کردم اما گفتم از صدای اینها نیز راضی نیستم.

وی گفت: مشیر معظم می گوید به مفتح گفتم به اندازه تمام سازهایی که داری به تو پول می دهم تا یک سه تار خوب برایم بسازی؛ مفتح نیز قبول می کند و می گوید این کار شش ماه طول می کشد. در همین حین همان شخص محترم داخل مغازه مفتح بدون اینکه از نام و نشانم بپرسد مرا به منزلش دعوت کرد و من نیز بدون مقدمه پذیرفتم.

فرمان مرادی ادامه داد: این نوازنده می گوید پس از خارج شدن آن شخص محترم با توضیحات مفتح فهمیدم که آن شخص محترم همان استاد ابوالحسن خان صبا است و بسیار شگفت زده شدم که چگونه چنین استادی یک ساعت و نیم صدای ساز مرا شنیده و به خودش اجازه اظهار نظر نداده است. البته این از منش و طبع والای استاد صبا بوده است.

عبدالعظیم زرین کوب به عنوان دیگر سخنران این نست پشت تریبون قرار گرفت و گفت: صبا تعریف می کرد زمانی که شهریار قرار بود به تهران بیاید پدر شهریار به واسطه آشنایی که با پدر صبا داشت نامه ای برای خود صبا نوشته بود؛ شهریار به تهرن می آید و یادش می رود نامه را به صبا برساند و این نامه مدت ها بعد به دست صبا می رسد.

وی ادامه داد: زمانی هم که صبا قصد می کند به تبریز برود یادش می رود آدرس منزل شهریار را بگیرد اما در میانه راه که یادش می افتد با خودش می گوید شهریار هنرمند شناخته شده ایست و مردم تبریز همه او را می شناشند آدرس خانه اش را از مردم تبریز می گیرم.

برادر زنده یاد عبدالحسن زرین کوب تاکید کرد: صبا در تبریز از هر کسی سراغ خانه شهریار می گیرد می بیند هیچ کس شهریار را نمی شناسد و از این موضوع بسیار متعجب می شود. تا اینکه به یکی از مراکز فرهنگی تبریز می رسد و با خود می گوید در اینجا حتما شهریار را می شناسند.

زرین کوب گفت: صبا وقتی وارد آنجا شد یک عکس بزرگ از خودش را بر روی دیوار دید و از مسئولی که آنجا بود آدرس شهریار را پرسید. آن مسئول نیز مانند مردم شهریار را نمی شناخت و صبا که از این موضوع بسیار متعجب شده بود از آن مسئول پرسید شما می دانید عکس پشت سرتان متعلق به کیست؟

وی ادامه داد: آن مسئول پاسخ داد این عکس متعلق به استاد صبا است که حدود 7-8 سال قبل فوت کرده و ظاهرا هنرمند بزرگی نیز بوده است. متاسفانه در کشور ما آنگونه که باید و شاید اساتیدمان را نمی شناسیم.

در بخش دیگری از این نشست هما ارژنگی به روی سن آمد و در مورد شب یلدا سخنرانی کرد و به شعرخوانی پرداخت. همچنین ولی الله صالح نیا قهرمان سابق رشته دهگانه ایران بود که به سخنرانی پرداخت. دختر خردسال دیگری نیز با دعوت پورامید به روی سن آمد که یکی از اشعار پور امید را برای حاضران کلمه کرد.

در بخش دیگری از این نشست نیز ارفع اطرایی به روی سن آمد و درباره استاد صبا گفت: من حدود 60 سال هر روز با آثار استاد صبا زندگی کرده ام و اعتقاد دارم صبا در چند زمینه پایه گذاری کرد. اول در زمینه تدریس بود که هنوز هم شیوه ایشان با توجه به کتاب اول و دوم و سوم ایشان رواج دارد.

وی ادامه داد: دوم اینکه صبا نخستین کسی بود که برای سنتور دست به نت نویسی زد. سوم اینکه او اولین کسی بود که دست به جمع آوری الحان موسیقی نواحی ایران زد و این الحان را وارد موسیقی دستگاهی ما کرد. چهارم اینکه صبا کسی بود که ویلن را ایرانی کرد.

در بخش دیگری از این نشست جواد بطحایی به روی سن آمد و درباره صبا گفت: در مورد آهنگسازی صبا گفتن چند نکته ضروری است؛ آهنگساز یا با استفاده از علم اش خلق می کند یا خودش را مقید به ساختن آهنگ نمی کند و این خود نغمه است که خودش را به آهنگساز تحمیل می کند. اما او به گونه ای آهنگسازی می کرد که هم نشان دهنده مهارت و هم نشان دهنده احساس اش بود.

وی ادامه داد: صبا نسبت به صداها و سازها و ملودی ها بسیار کنجکاو و حساس بود و از نکته هایی الهام می گرفت و دست به ساخت آهنگ می زد که جالب است. شاید تعداد زیادی چهارمضراب نساخته باشد اما همین تعداد نیز جاودانه است.

در ادامه نیز گیتی خسروی خواننده موسیقی کلاسیک به روی سن آمد و درباره مشکلات تکنیکی خوانندگان و برخی موارد فنی در این زمینه سخن گفت.

لینک خبر

 

یادداشت استاد همایون خرم به مناسبت درگذشت استاد صبا:

شیشه عمرم شب یلدا شکست...

 شیشه عمر استاد ابوالحسن خان صبا شب 29 آذر سال 1336 شکست و به دیار باقی شتافت؛ همایون خرم دو روز پیش از درگذشت صبا همراه با او و ارکستر بزرگش کنسرتی را در تالار فارابی برگزار کرد و گفتگویی با استاد داشت که دانستن آنها خالی از لطف نیست.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، همایون خرم به مناسبت پنجاه و پنجمین سالروز درگذشت ابوالحسن خان صبا یادداشتی برای«نای» نوشته که در ادامه می آید.

همایون خرم در این یادداشت آورده است: دو یا سه روز قبل از آن اتفاق اندوهناک بود؛ دو یا سه روز قبل از درگذشت استاد صبا؛ همراه با ارکستر صبا و به رهبری خود ایشان در تالار فارابی کنسرت داشتیم. آن روزها من در کرج بودم و به عنوان یکی از مهندسان سد کرج فعالیت می کردم و برای اجرای برنامه به تهران می آمدم.

 برای آن برنامه که از بد روزگار آخرین کنسرت استاد شد من عنوان نوازنده ویلن اول در ارکستر صبا فعالیت می کردم. خوب به خاطر دارم که در آن برنامه قطعه کوهستان را که قطعه ای محلی بود و استاد صبا در کتاب سوم اش آن را برای ویلن نوشته بود اجرا می کردیم. تنظیم این قطعه را نیز دوست خوب و بزرگوارم استاد حسین دهلوی انجام داده بود.

در زمان آنتراک برنامه معمولا استاد صبا یکی دونفر از ما را صدا می کرد تا در حین قدم زدن در سالن بیرونی تالار فارابی، در رابطه با اجرا و یا سایر مسائل نیز صحبت کنیم. آن روز استاد من را صدا زد تا در سالن تالار فارابی با هم قدم بزنیم و صحبت کنیم.

در حین قدم زدن صحبت های بسیاری کردیم؛ اما نکته جالب که همچنان از آن زمان به خاطرم مانده این بود که در حین سخن گفتن مدام دو بخش کوتاه از دو شعر مختلف ورد زبان ایشان افتاده بود و هر از چند گاهی آنها را تکرار می کرد.

یکی از آنها  این مصرع بود «شیشه عمرم شب یلدا شکست» و شعر دیگر نیز که از نیما یوشیج دوست خود صبا بود با این مضمون که «به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده خود را». در هر صورت دو یا سه روز بعد از آن اجرا، زمانی که من در کرج بودم خبر دادند استاد ابوالحسن خان صبا در شب یلدا دار فانی را وداع گفت...

همه ما به قدر وصف ناپذیری از این اتفاق متاثر شدیم و خاطرم هست که استاد شهریار شعری را در همان موقع در فراق استاد صبا سرود که چند بیتی از آن از این قرار است:

 عمر دنیا به سر آمد که صبا می میرد/ ورنه آتشکده عشق کجا می میرد

به غم انگیزترین نوحه بنالی ای دل/ که غم انگیزترین نغمه سرا می میرد

شهریارا نه صبا مرده خدا را بس کن/ آن که شد زنده ی جاوید کجا می میرد

 

لینک خبر

 منبع اخبار و تصاویر: سایت انجمن موسیقی ایران