در مکتب استاد ( پروین سرلک)

سفرهای مختلفی در خدمت ایشان داشته ام. این انسان محترم حتا یک بار هم دیده نشده است که وقت گرانبهایش را که باید صرف اجرا و یا تمرین و یا تدریس و... می کرده، صرف یک کار بیهوده بکند. به هیچ وجه وقت را به هدر نمی دادند. به طور مثال غذا خوردن ایشان، محال بود که حتا ده دقیقه بیشتر از حد معمول همیشگی طول بکشد. ایشان زمان تمرینشان همواره رأس ساعت آغاز می شد. به حدی مرتب و منظم بودند که به طور چشم بسته هم قادر به یافتن هرآنچه که می خواستند، بودند.

من سال ها مسئول تالار رودکی بودم و ایشان هم برای انجام کار تشریف می آوردند. در طول این سال ها من حتا یک بار هم ندیدم که ایشان برای یک یا دو دقیقه، دیر و یا زود تشریف بیاورند. همیشه رأس ساعت مقرر برای برنامه حاضر بودند.

خاطرم هست در طی مسافرتی که در خدمت این استاد ارجمند بودیم که البته خانم پروین صالح (همسر استاد ظریف) و آقای هوشنگ ظریف و چند تن از دیگر دوستان عزیز هم تشریف داشتند (از ذکر کردن نام محل، بنده را معذور دارید) همگی در سفارتی بودیم. از آقای پایور استدعا کردند که گروه در سفارت، سازی بنوازند. ایشان پس از مشورت با اعضای گروه، موافقت خویش را اعلام کردند. البته این کار جزو برنامه نبود، اما خب بنا بر درخواست و خواهش سفیر، ایشان لطف کرده و پذیرفتند. آقای پایور هم ساز زدند و گروه هم ایشان را یاری نمود. پس از اتمام و در زمان خداحافظی، آقای سفیر دست در جیب خود نمودند و دو سکه پنج پهلوی در دست استاد پایور گذاشتند و گفتند این را به عنوان کادو قبول بفرمایید. استاد دست آن آقا را باز کردند و با عصبانیت سکه ها را کف دست ایشان گذاشتند و فرمودند که: « آقا شما مطرب دعوت نکرده اید، این گروهی را که مشاهده می کنید، از هنرمندان شایسته ایران هستند. این گروه، سفیر ارزنده هنر موسیقی ایرانی است، شما انعام خویش را به کس دیگری بدهید! »

من وقتی به تهران رسیدم، بلافاصله از من توضیح خواستند. از من پرسیدند آیا آقای پایور چنین کاری کرده اند؟ بنده در جواب گفتم صد درصد ایشان این کار را کرده اند. حتا خود ایشان به من گفتند: « خانم سرلک اگر از شما سوال شد، در جواب هرآنچه اتفاق افتاده است بگویید. اگر این اتفاق سبب شود که مرا کنار بگذارند، هیچ اشکالی وجود نخواهد داشت، اما در عوض این راه برای بقیه باز می شود و دیگران متوجه می شوند که باید برای موسیقی سنتی ایران، ارزش قائل باشند. »

بازهم به خاطر دارم که در هندوستان و در کاخ ریاست جمهوری، در سالن بزرگ که دیوارهایش با اشعار حافظ و تزئینات دیگر مزین شده بود، برنامه داشتیم. وقتی استاد پایور برنامه را شروع کردند، متوجه شدند که جناب رئیس جمهور با یک نفر مشغول صحبت است. جناب سفیر ایران هم در طرف دیگر نشسته بودند. استاد، مقدمه را زده بودند، اما وقتی دیدند که رئیس جمهور با کسی در حال صحبت هستند، مضراب ها را زمین گذاشتند و دست از نواختن برداشتند. ( با توجه به اینکه ممکن بود سر این مسئله، روابط دو مملکت به هم بخورد ) اشان بعدا اذعان داشتند که هنر و هنرمند دارای احترام است. هیچ کس در زمانی که ساز زده می شود، حق انجام هیچ کاری جز گوش کردن را ندارد!

بله عرض میکردم، وقتی استاد دست از نواختن برداشتند، از سکوتی که برقرار شد، آقای رئیس جمهور و دیگران متوجه شدند و همه به دنبال علت می گشتند. سفیر ایران بلند شدند و گفتند که استاد چه اتفاقی افتاده است؟ استاد در جواب فرمودند که: « آقا ما در حال اجرای برنامه هستیم. ما به اینجا نیامده ایم که کسی با کسی حرف بزند » و خلاصه آنقدر عذرخواهی به عمل آمد تا ایشان راضی به ادامه برنامه شدند...

نقل از مجله هنر موسیقی،شماره 17،سال سوم، فروردین و اردیبهشت1379

دوستان عزیز ملاحظه فرمودید که بزرگانی چون استاد پایور، چه فداکاری ها و زحماتی را در جهت حفظ شأن هنر و هنرمند این سرزمین متحمل شده اند و آنچه خواندید، تنها قطره ای از این اقیانوس بیکران است... صمیمانه امیدوارم آئین و آداب شایسته مکتب استاد، همواره سرآمد رفتار ما و آیندگان باشد...        

/ 9 نظر / 228 بازدید
افشین

درود به روح بزرگ استاد بزرگوار پایور درود بر شما دوست گرانگهر من بسیار سپاسگزارم از مهربانیتان و بسیار خوشحالم از آشنایی با شما و تارنگاری اینچنین زیبا و دلنشین امیدوارم روزگار به نیکی سپری کنید و همیشه برقرار باشید باعث سربلندی بنده خواهد بود که بیشتر به شما سر بزنم تندرستیتان پایدار شادزی مهرافزون[گل]

سعید مستفیضی

سرکار خانم احمدیان بزرگوار سلام و احترام با همه ی مشغله کاری و گرفتاریها یکساعت از شب و روز به بازدید از وبلاگهای فرهنگی و با ارزش اختصاص دارد چون انسان تشنه کسب معلومات و نا دانسته هاست . در این میان وبلاگ استاد پایور یکی از وبهایی است که خیلی خوب فعالیت میکند . هم تبریک میگویم و هم تشویق میکنم به ادامه ی کار . اشاره داشته اید به انتشار درسهای اخلاقی و شخصیتی استاد پایور . ممکن است سلسله این بحث درازا نداشته باشد لیکن به استادان و همراهان استاد هم می توانید بپردازید و مشخصا استاد صبا ( بعنوان موثرترین و مبرهن ترین شاکل شخصیت هنری استاد پایور ) ، جناب استاد فرزانه هوشنگ ظریف ، استاد بزرگ جلیل شهناز ، استاد کامل حسن کسایی ، استاد محمد اسماعیلی و دیگر بزرگان موسیقی می توان پرداخت ... با توجه به دریافت آثاری از هنرمندان و آماده شدن بخش ویژه ای برای پخش این آثار ، ما همچنان منتظریم تا نمونه ای از اجرای شما راهم داشته باشیم تا علاقمندان بشنوند . منت بگذارید ، سپاسگزاریم . پاینده و پیروز باشید . مستفیضی

افراسياب

درود به اين بزرگان موسيقي وظيفه ما هم اين است كه دنباله رو اين بزرگان اهورايي باشيم و موسيقي كشورمان را حفظ كنيم سپاس گزارم از شما بابت اطلاع رسانيتون بانوي بزرگوار بهترين ها رو براتون از اهورامزدا خواستارم

آرمین میرمعصومی

مطلب بسیار جالبی در وصف شخصیت استاد پایور گذاشتید سرکار خانم احمدیان که این مطلب خود گواه زحمات بی شمار استاد در زمینه موسیقی اصیل ایرانیست خدا قوت به این تلاش شما

امیر

درود ممنون از زحمات شما خانم احمدیان ! واقعآ استاد پایور در همه ی زمینه ها سرآمد بودند ! استاد شخصیتی داشتند که باید سال ها بگذرد تا همه ی ارزش های هنری و شخصیتی ایشان ، آشکار شود

مهدی جهرمی

درود بر شما هنرمند گرامی و همه هنردوستان این وبلاگ واقعا پربار بسیار از متن شما لذت بردم. بسیار زیبا بود من و شما میفهمیم که چه رنجی در دل پایور بوده اما دیگران نمیفهمند و بخصوص صاحبان پول و قدرت. تا کمی از دنیای محسابگرانه عاقلان پای بیرون گذاری ندانی که درد دل عاشقان چیست به خدا من اگر جای استاد بودم در هر دو قضیه اگر تا آخر عمرم هر روز از من عذر می خواستم سیاهی این حرکتهای زشت از دلم پاک نمی شد چه رسد که دوباره ساز بزنم برای گوش نامحرم هنرمند چیزی که عرضه میکند برایش فوق العاده می ارزد و تنها دلخوشی اش اینست که گوش نونده گوش باشد و همیشه هم می پندارد که این گوش هم آنی نیست که باید بفهمد درون این ساز را چه رسد به آنچه رفت! خلاصه نمیتوانم بگویم آنچه در دل دارم اما سعی ام را کردم. از جنبه دیگر نگاه کنید اگر کسی با این پرستیژ بیاید و سالها زحمت بکشد و حاصل این زحماتش را در کنفرانسی در عنوان مقاله ای ارایه دهد و همه با هم صحبت کنند یا چنرغاز بگذارند کف دستش آیا او ناراحت نمی شود؟ حال که اینان به این گوهرهای آستان دوست بهای کنیزانشان را میدهند و باد در گلو و با بی اعتنایی و غرور پول را در کف دست هنرمند

مهدی جهرمی

می گذارند و گرفتن این پول برای هنرمندان واقعی بسار بسیار سخت است اما از آنجا که هموراره به دلیل عشق به ساز و تمرین سالها از کسب و کار و معاش غافل مانده اند و مرامت بی مزد کشیده اند میگرند این پولها را برخی متاسفانه تا نمیرد چراغ عشقشان و آن ساز و نوایش تا نمیرد فرزندش از گرسنگی و این سنت سالها بوده در این مملکت هنر ناشناس که حافظ بدان معترف است(معرفت نیست در این قوم خدایا مددی--تا برم گوهر خود را به خریدار دگر) و بسیار بسیار سخت و دسوزانه است که کسی جور همه را بکشد و بخواهد بفهماند که ای مردم قدر هنرمند واقعی را بشناسید. استاد پایور احیا کننده خیلی چیزها بود از جمله اخلاق هنرمند و اخالق برخورد با هنرمند که اشاره فرمودید واقعا چه بگم کتابها باید نوشت درباره خدمات وی که به نظر من کتاب خانم اطرایی بسیار میتوانست بهتر از این باشد. انسانی چندوجهی، نو آور سنتگرا، در عین حال احیا کننده، دلسوز فرهنگ ایران، پرورش دهنده موسیقی ایران. میدانید که بخش زیادی از موسیقی مستند "باد صبا" که من دنبالش هستم با اجرای بینظیر سنتور و یا گروه نوازی استاد است و گاه تار شهناز

مهدی جهرمی

و نی کسایی و کارگردانی که در جریان ساخت این مستند می میرد تا همچنان ایران ما مظلوم بماند باری. اولین کسی که م.سیقی باله و رقصهای سنتی را ساخت به بهترین شکل احیا کرد و اولین کسی که صدها کار کرد. اخلاق استاد هم که زبانزد همه است. کلاس ها و تذریس منظم او. کسی از شاگردان مشکاتیان میگفت که موسیقی عشق است و حال است برنامه روغنکاری دستگاه تولید نیست که سر ساعت رفت و تمرین کرد یا درس داد استاد من عشقی بود یک روز ده ساعت به ما درس میداد و دو سال کلاس نداشت چون حال درس دادنش نمی اومد اما وقتی می اومد معرکه بود. استاد پایور شما چه طور اینهمه سر وقت حالش سز جاش کار میکرده؟ پس چون امکان نداره پس موسیقی ایشون هم ماشینی هست و این شده ورد زبان شاگردانشان که متاسفانه در رسانه ها هم در پرده می گویند اما کارهای استاد ثابت میکند که نظم در همه جا خوبست خداوند عشق هم از صفاتش همین منظم بودن است و خلق منظم و در عین حال عاشقانه گیتی. هیچ کاری هرچقدر هم احساسی باشد بدون نظم و طی یک مراحل پیش نمیرود مثلا اگر همین استاد مشکاتیان ردیف را نمی آموخت هرچقدر هم که احساسش را سر وقت مناسبش جمع می کرد نمیتوانست آن قطعات را بنوازد پوزش

حمیدرضا لیموپرور

باسلام و عرض خسته نباشید خدمت دست اندر کاران وبلاگ شایسته استاد پایور. خیلی وقته که دنبال یه سایت یا وبلاگ فعال در مورد استاد پایور بودم تا وبلاگ شما رو پیدا کردم.بنده مدت 4 ساله که شاگرد اقای مسعود غریب زاده از شاگردان استاد پایور هستم.ایشان خاطرات زیادی رو از استاد پایور تعریف میکنند.در مورد نظم ایشون خاطره ای تعریف کردند که حوالی سال72 استاد به شیراز اومده بودند و در هتل هما اقامت داشتند.عصر یکی از روزها قرار داشتند که ساعت 6 عصر برا کاری بیرون برن. همینکه عقربه ثانیه شمار دقیقا ساعت 6 رو نشون میده درب آسانسور باز میشه و استاد پایور دقیقا سر وقت میان پایین.در ضمن ایشون تعدادی نوار کاست که خود استاد پایور براشون ضبط کرده بودند رو به بنده دادن تا کپی بزنم. چطوری میتونم این کاستها رو در اختیارتون بذارم تا تو وبلاگتون بذارید تا بقیه هم استفاده کنند