گذری بر خانه پدری موسیقی ایرانی

از آن همه سروصدا و شلوغی خیابان ظهیر الاسلام گذشتم. برای دیدار این کلبه عشق، بی تاب شده بودم... می ترسیدم با آن همه هیجان از آن عبور کنم و خود ندانم! هر بیست قدمی از کسی می پرسیدم: _موزه استاد صبا کجاست؟ _ کمی جلوتر!

از کوچه دیلمان هم گذشتم! آه دیلمان! همان نغمه که استاد صبا آنقدر به آن علاقه داشت و خودش به ارمغان آورد! کمی بعد... این هم بن بست صبا! نبش آن، در چوبی بازسازی شده به سبک درهای چوبی قدیمی...در زدم و یادم آمد چه اساتیدی روزگاری به نام شاگرد به در این منزل پناه آورده اند! داخل شدم و غرق در معنویت این خانه که اکنون تمام فضای درونی اش به موزه تبدیل شده و پر از یادگاران استاد صبا و بزرگان دیگر...عکس هایی از درویش خان، استاد وزیری و خالقی و تهرانی و... و استادان پایور و تجویدی که در این عکس ها بسیار جوان بوده اند! برخی از این عکسها را صدها بار دیده ام اما انگار اینجا در منزل استاد صبا، لطف دیگری دارد! شور و روشنی وصف ناپذیری اینجا موج می زند، گویی نبضی مقدس می طپد... تمام سازهای استاد اینجاست، از سنتور و تار و سه تار دست سازشان، تا ویولن مورد علاقه شان با نگارگری استاد بهزاد روی آن و تمبک خاتم و کمانچه پر از تزئینات عاج چوب... صفحه گردان و صفحه های قدیمی که استاد به آنها گوش می سپرده، یادداشت ها، نقاشی ها، دست نوشته ها و نیز خط نت ایشان برای استاد پایور شاگرد و حتا حلقه ازدواج و سند ازدواج استاد! نوار قلبی استاد صبا و نسخه پزشک یک روز قبل از فوت ایشان در 29 آذر 1336...یادم آمد استاد پایور هم در آذر ماه به آن دیار هجرت کردند... همراه خود نسیم صبا می برد مرا...

در انتهای سالن، هنر دست همسر ایشان خانم منتخب صبا در ساخت عروسک و دوخت جامه های محلی کلیه اقوام ایران از زمان هخامنشی تا به امروز... عجب زوج خوش ذوقی بوده اند خانم و آقای صبا!

باصفا تر از همه، آن حیاط کوچک پر از گل و گیاه بود که در عکس های قدیمی هم دیده بودم. حوض کوچکی در وسط و گل هایی پر پیچ و خم که تا دیوار قد کشیده اند. شاگردان، آن روزها می آمدند و از این حیاط می گذشتند و به کلاسشان در زیرزمین خانه میرفتند. ای کاش می شد آنجا را هم دید و تصور پررنگی از آن کلاس سرشار از عشق داشت. آنجا ریشه مکتب پایور است، آنجا خانه پدری است...حیف که می گویند اکنون برای عموم باز نیست!

حیاط منزل استاد صبا

یک گروه فیلم برداری هم آمده بودند فیلمی مستند بسازند و در آینده اندکی از استاد صبا بگویند... افسوس که اینجا اینقدر خلوت و ساکت است... در سردر خانه نوشته: این خانه را استاد صبا به دست خود ساخته است. آری دستان هنرمند استاد صبا، جد هنری همه ما در هر ساز و هر نسلی! پس نگذاریم در شلوغی بی ترحم شهر، غبار سکوت بر چهره میراث عشق و زادگاه نیاکان هنر این سرزمین نشیند... خانه صبا، ما را به گذشته هنرمان پیوند میدهد و مهر او را در دلمان فزون می کند، مهر صبا... او رفت، اما خانه هنوز پا برجاست! مکتب صبا در پایور زنده ماند و طپید...اکنون بر ماست که آن را به نیکی حفظ کنیم که این خانه ایست عمارت شده به دستان بزرگان...

خوش است گر به کاروان صبا بپیوندیم و ز کویش گذری کنیم...

توضیح: دوستان علاقه مند می توانند (ساعت 8/30 الی 14/30) در روزهای غیر از پنج شنبه، جمعه و روزهای تعطیل به نشانی تهران، میدان بهارستان، خیابان ظهیر الاسلام، شماره 94، موزه استاد ابوالحسن صبا مراجعه و یا با تلفن 33111246 تماس حاصل نمایند.

دست نوشته ها و ماسک صورت استاد صبا

ویولن مورد علاقه استاد صبا

لباس رسمی استاد صبا

/ 18 نظر / 77 بازدید
نمایش نظرات قبلی
اديب( چشم انداز موسيقي ايران)

عرض سلام تشكر مجدد بابت مطالب و نقطه نظرات خوب و صحيح شما ........خواستم نكته اي را اضافه كنم متاسفانه در همه امور ما مخصوصا در موسيقي كه ما بيشتر از ان مطلع هستيم همه هنر هنرمندان ما شده فيگور گرفتن .. فيگور گرفتن و فيگور گرفتن در اين طرز تفكر موسيقي عرفاني مي شود موسيقي كه لباس هاي فاخر آنچناني بپوشند و هاي و هوي كنند حتما ساز دف هم در آن باشد .... ديگه موسيقي عرفاني مثنوي هاي اديب نيست ...سرود سعدي آواز تاج و ساز صبا نيست ...... اين فيگور به جايي مي رسد . كه اقاي به اصطلاح استاد مي گويد من بر خلاف ميلم آهنگ هاي مهرتاش را خواندم.... همان تيپ آهنگ هايي كه استاد صباي بزرگ با افتخار مي خواند چون جزئي از فرهنگ ما بودند.

اديب( چشم انداز موسيقي ايران)

والبته صبا و علينقي وزيري و خالقي و ....... غرب زده هستند . بله چشم سنتهايمان را حفظ مي كنيم.... روي زمين مي نشينيم ساز مي زنيم كفشهايمان را در مي اوريم ....... به سبك قاجار جيق مي زنيم و مي خوانيم ...... احيانا كار جديدي هم از خودمان......... همراه نواختن تمبك اداي نوازندگان آفريقايي را هم در مياوريم تا جلوه تصويري بيشتري داشته باشند . سه تار را آنگونه شلوغ مي كنيم تا به اصلش يعني همان تنبور نزديك تر باشد ..... عبادي اشتباه كرد كه گفت آن وضع زدن در سيستم هاي صوتي خوب از آب در نمي آيد ..... احيانا هم اگر بخواهند از مضراب هاي صبا تقليد كنند و شير شكار كنند البته دلاورانه شروع مي كنند و جون به وسط كار رسد ........آه آه و حيف شير و...و....و

اديب( چشم انداز موسيقي ايران)

القصه موسيقي ايران در حال ترقي است ولي ترقي معكوس..... .. .. به خدا قسم نمي گويم موسيقي فقط موسيقي صبا و خالقي و پايور ودهلوي .......چون اين تفكر هم نوعي سنتي تلقي مي شود...حرف اين است كه ... موسيقي دانان و خوانان ما بايد ادامه دهنده راه آن بزرگان باشند .... نه اينكه هر آبادي و پلي كه صبا و وزيري و همقطارانشان ساختند يكي يكي خراب كنيم و به عقب بر گرديم ... خانم شرمنده که پر گویی کردم . درود بر شاگردان صبا

مهدی جهرمی

درود و سپاس از مدیریت وبلاگ پایور که به زیبایی این زحمات را می کشند همه آنچه نوشتید زیبا ئ دلربا بود. کجاست آن صفا و خلوص و بنده ضمن تایید نظرات جناب ادیب میخواستم نکته ای را بیان دارم شما در این عکس استاد صبا و استاد پایور دقیق شوید آنچه من میبینم عشق وافر و بینهایت دوطرفه است. عشق استاد و شاگردی همراه با آداب شاگردی که همانا رعایت ادب و تواضع و دلسوختگی و عاشق شاگرد خوب بودن است که در چشمان صبای سالخورده دیده می شود باشد که الگویی باشد برای هنرجویان و دانشجویان هنرستان ها و دانشگاه ها و اساتید هنر و دانشگاه که آنچه در فرهنگ باستانی ایران است همین عشق و همین آداب باستانی است همه میدانیم دانشگاه های ایران در عهد باستان مدرک اریه نمیکردند و مرک هم کسی نمیخواست. آنها می آموختند و می آموزاندند به جهت عشق و مهر به ایران که خادم کشور باشند و وقت را به غنیمت بدانند نه به جهت داشتن مدرک فخرفروشی یا اهداف مادی پس مانده این فرهنگ بخصوص نزد هنرمندان باقی بود که نمونه اش را در عکس می بینید

مهدی جهرمی

بعد از فوت صبا همه شاگردانش در غمی بزرگ فرو رفتند که گویی پدر یا معشوق گم کرده اند در برنامه گلهای "بگریم خون که ناگه صبا رفت" همه شاگردانش یک قسمت را نواختند و همه به شیوه استادشان تا ادای دینی داشته باشند و استاد بنان هم که میبینید جند بار بغض مانع آوازش میشود برنامه دیگر هم"چه صبایی"بود که روی آهنگی قدیمی دوباره ترانه ای نو نهاده شد توسط آقای معینی کرمانشاهی و اجرا شد حال که استاد پایور بین ما نیست آیا کسی نیست که با ترانه ای از او یاد کند چه دورانیست

مهدی جهرمی

از مدیریت وبلاگ خواهش می کنم که حداکثر کارکتر مجاز نظرات را افزایش دهند. وقعا کم هست این مقدار. چون میبینید که خیلی از نظرات مثل نظر آقای ادیب چند قسمتی میشه. با سپاس

سعیده عابدینی

سلام خانم احمدیان ممنون از این وبلاگ قشنگ و پر محتواتون. امیدوارم سالیان سال مکتب استاد پایور و اساتید بزرگ موسیقی ایران زمین را ادامه بدهید و در این عرصه موفق باشید و باشند افرادی که موسیقی اصیل ایرانی را قدر بدانند و در حفظ آن کوشا باشند.با آرزوی موفقیت برای شما. از طرف همکلاسی قدیمی در کلاس آقای حیدری[گل]

افراسياب

درود بر شما بانوي گرانقدر نهايت سپاس ادب و احترام و قدرداني از نوشته هاتون بسيار بسيار زيبا و خوش كلام از اساتيد بزرگ نوشتين

ممنونیم