مقام سوم جشنواره موسیقی فجر برای گروه نسیم

ضمن ابراز خوشنودی قلبی و افتخارم از این موفقیت برای گروه نوپا و جوان ما که بدون حمایت و هیاهو، تنها با عشق و اراده شخصی، از یک شهرستان و تنها با تعداد محدودی از نوازندگان خانم در شرایطی که با وجود لزوم، حتا نوازنده بسیاری از سازها را در اختیار نداشتیم، مایلم برای شما دوستان گرامی، از شور و افتخاری سخن بگویم که از اجرای آبرومند آثار زنده یاد استاد پایور روی صحنه با گروهی که به یاد ایشان آغاز کردم، به بنده دست داده بود. ما متأسفانه در شهر خودمان و بسیاری از شهرهای دیگر، اجازه اجرای رسمی نداریم و برای بسیاری از بانوان در موسیقی چنین شرایطی وجود دارد و جشنواره فجر در ابتدا یک قدمی بود تا ما بتوانیم حاصل زحماتمان را نشان دهیم. فردای روز اجرا که با یک دل ارادت و احترام سر مزار استاد پایور عزیزم حاضر شدم، ضمن خلوتی که بر خاک مقدس ایشان داشتم، عرض کردم: استاد بالاخره شاهکارهایتان را بردم روی صحنه، فقط امیدوارم لایق بوده باشم و هرآنچه با بضاعت اندکم از دل و جان مایه گذاشتم، مورد قبول نظر والای شما افتد... هراندازه بکوشم و خدا توفیق دهد، بازهم در مقابل علاقه و دین گرانی که از استاد دارم، ناقابل خواهد بود.

از صمیم قلب امیدوارم که همگی بتوانیم راه تعالی موسیقی را پی بگیریم و در موسیقی حرکتی سازنده داشته باشیم.

در ادامه ضمن آرزوی آرامش برای روح والای استاد پایور عزیزم، لازم می دانم از اعضای گروه نسیم که تمام تلاش خود را برای ارائه کاری خوب انجام دادند و تمام دوستان گرامی که ما را در این مدت دلگرم و امیدوار ساختند، و نیز خانواده عزیزم تشکر نمایم. امیدوارم کارهای بعدی ما به مراتب بهتر و کاملتر باشد.     

تشکر ویژه از اساتید بزرگوارم آقایان: سعید ثابت و علی علیحیدری که همواره از راهنمایی های دلسوزانه ایشان برخوردار بوده ام و هنرمندان ارجمند و هنرپرور شهرمان آقایان: محمد جواد کسایی، هوشنگ کیا، حمیدرضا آزاده فر که بدون هیچ چشمداشتی در تأمین مکان تمرین ما را یاری دادند و مشوق گروه بودند و نیز تمامی اساتیدم در گذشته که از ایشان آموختم، بی نهایت سپاسگزارم.

اجرای گروه نسیم در سالن پژوهشکده فرهنگ و هنر تهران، 25 بهمن 91

در این قسمت، لازم می دانم به شرح و نقد و توضیحاتی در خصوص گروه های شرکت کننده در بخش رقابتی و کیفیت اجرایی جشنواره بپردازم. همچنین مشکلاتی که گروه ما با آن موجه شد و احتمالا بسیاری دوستان دیگر نیز با آن مواجه شده یا خواهند شد. لازم به ذکر است که این نقد و بررسی به معنای کمرنگ جلوه دادن تلاش و قابلیت های گروه های دیگر نیست، بلکه این گروه ها اتفاقا نماینده صادق موفق ترین گروه های نسل جوان موسیقی ایران هستند که در حال حاضر فعال می باشند، اما دیدن کار عزیزان در فضای رقابتی، خود به خود ذهن را به تحلیل و نقد و سوال درمورد اینکه در موسیقی مان چه داشتیم و چه داریم سوق می داد که بنده جهت مکث و تفکر بیشتر دوستان روی این ویژگی های متداول در موسیقی امروز و مخصوصا در قیاس با موسیقی مکتب پایور و دیگر اساتید همکار ایشان، برخی نکات را شرح داده و نام می برم:

1.  مقام های برتر: در بخش رقابتی موسیقی کلاسیک ایرانی، گروه سماع قزوین به سرپرستی فریدون محمد بیگی مقام اول و گروه چنگ تهران به سرپرستی رامین صفایی مقام دوم را کسب کردند. گروه قزوین، گویا قوی ترین گروه استان قزوین بوده و تجربه حداقل 3 مقام اول استانی و حضورهای متعدد در جشنواره های فجر و...را داشته. آقای رامین صفایی سرپرست گروه چنگ که البته من سعادت دیدن برنامه ایشان را نداشتم، گویا از شاگردان استاد پایور بوده اند و البته به یاد دارم که در دوره ما در دانشگاه هنر تهران هم تدریس می کردند و گاه گاهی هم در هیئت ژوری مقابل ایشان امتحان نت نوازی داده بودم. همچنین ایشان در گروه آقای مجید درخشانی برای کنسرت های استاد شجریان سنتورنوازی کرده اند که حتما دوستان ویدئو های این اجراها را دیده اند. این عزیزان سرپرست و بسیاری از اعضای گروهشان، حداقل دو نسل از گروه ما مسن تر و با تجربه تر بودند و این رقابت نابرابر و محک خوردن کنار این گروه ها برای ما مغتنم و تجربه ای سازنده بود. برای هر دو گروه آرزوی موفقیت های بیشتر دارم.

2. تشابه صدادهندگی: یکی از مهمترین نکات اجراها، تشابه سبک و صدادهندگی آنها بود! به نظر بنده این مسئله عیب بزرگی به شما می آید! مثلا بنده اجرای 8 گروه از 12 گروه شرکت کننده را دیدم و تفاوت و تمایز خاصی در سبک و صدای آنها حس نکردم! گویی همه خود را موظف کرده باشند یک جور صدا بدهند! فکر می کنم فقدان تنوع سبک و صدادهندگی برای موسیقی یک فرهنگ غنی مثل ایران، یک رکود عظیم محسوب می شود! چه عیبی دارد اگر کسی صدای ارکستر گلها را می پسندد آن را دستمایه قرار دهد، اگر کسی صدای ارکستر پایور را می پسندد، آن را پیگیری کند؟ همین طور صدای ارکستر مشکاتیان،ضرابی و... این شیوه برای شنونده هم مفیدتر خواهد بود و با آگاهی و تدبیر بیشتری به سلیقه موسیقایی خواهد رسید.

3. شلوغی صداها: از بزرگترین عیوب اجراها، شلوغ بودن صداها بود. در 95% اجراها، چندین سازکوبه ای اعم از تمبک، دف، کوزه، دمام، ضرب زورخانه بود که در تمام طول قطعه بی امان می کوبیدند و تنها بار سنگینی به گوش وارد می کردند که اندک ملودی موجود را به هلاکت می رساند! این هیجان کاذب که سالهاست در موسیقی ایرانی رایج و حتا اجبار شده، بیشتر شنونده را در انتظار پایان قطعه قرار می دهد، چون گوش و ذهن آنقدر اذیت می شود که فقط منتظرید که تمام شود! این مسئله واقعا مرا از لذت شنیدن موسیقی محروم ساخته بود و در نگاهی دورادور به داوران در ردیف اول صندلی ها هم می شد فهمید که در حال گذراندن تجربه رخوت آوری هستند! باید دقت کرد که استفاده از سازهای کوبه ای هم چهارچوب و ظرایف خودش را دارد! استفاده صحیح از چند ساز کوبه ای به مراتب دشوارتر است، اگرنه شلوغ کاری بی محتوا با دف و دایره و ضرب زورخانه از عهده همه ساخته است! برای مثال گروه نوازی تمبک که شادروان استاد تهرانی مبدع آن بودند، سرشار از نبوغ و ظرافت بود! گروهی با ساز تمبک که هریک خط از پیش مشخص شده خود را می نوازند و سپس ترکیب این گروه پولی ریتمیک با ارکستر چند صدایی استاد پایور با آن همه ظرایف تنظیم و تغییرات ریتمیک و...که این میشد یک کار ناب و بی سابقه در موسیقی ایرانی! (نمونه تصویری این برنامه را دوستان می توانند در بخش آثار تصویری استاد پایور در وبلاگ دانلود نمایند). اما متاسفانه شاهد اجرای چنین ترکیبهایی نبودم. تمبک دیگر بدل شده به اجرای فانتزی و یک سری افکت های صوتی که فقط تزئین است و تأثیری در ریتم و متر گروه ندارد و به راحتی می توان تمبک را از گروه حذف کرد بدون احساس هیچ کمبودی! در یکی از اجراها من دیدم که تمبک و دف در همنوازی خود دقیقا یک جمله واحد را می زدند و به اصطلاح سازهای ملودیک، اونیسون محض بود! بعد یک سوال و جواب خیلی ساده و عاری از خلاقیت که یک مقدار هم در این سوال و جواب متر می افتاد! درهرحال به نظرم در چند سال اخیر از نظر بحث ریتم و ساز تمبک در گروه نوازی، افت شدیدی داشته ایم. درمورد ترکیب ساز گروه که از من می پرسند، یک سوال بی برو برگرد این است که شما دف ندارید؟ همه هیجان کار به دف است! در حالیکه ساز دف در اصل جزء سازهای کلاسیک نیست و شاید در گروه سازهای محلی و عرفانی نقش بسیار خوبی ایفا کند، اما در سازهای ملی مگر به شرط تناسب با محتوای کار و استفاده آگاهانه می تواند مؤثر واقع شود. انشاالله در آینده به بحث ریتم و سازهای تمبک و دف در گروه بیشتر و به طور مجزا خواهیم پرداخت.

4. تنظیم و ملودی پردازی ضعیف: بحث تنظیم در موسیقی ایرانی را متأسفانه عده ای هنوز به رسمیت نمی شناسند! یعنی می گویند موسیقی ایرانی فقط با انیسون نوازی (اجرای همصدای همه سازها و تنها اجرا به فاصله اکتاو برای برخی سازها) دلچسب است! این مسئله به نوعی درجا زدن محسوب می شود! معتقدم این فقط از عادت گوش بر می آید که بگوید فقط انیسون! برای هر قطعه ای هرچند سخت باشد، بالاخره می توان کارهایی کرد که از همصدا زدن صرف پرهیز شود (در بحث گروه نوازی). بین آثار قدیمی تر ارکسترهای ایرانی، ارکستر اساتید خالقی و محجوبی و پایور و بین ارکستر های جدیدتر، ارکستر آقای مهرداد دلنوازی از نمونه های بسیار خوب تنظیمی به شمار می آیند. در جشنواره متأسفانه تنظیم بسیاری از گروه ها در حد کافی دلپذیر به نظر نمی رسید و سازها خطوط مختلفی را ارائه نمی کردند شاید هرچندگاه یکبار در سکوت یا نت کشیده ای، سنتور پاساژی سریع و پرصدا ارائه می کرد. از نظر تنظیم، به عقیده بنده گروه های تهرانی بسیار موفق تر عمل کرده بودند. تنظیم خوب دقیقا مانند پرسپکتیو در نقاشی عمل می کند. ملودی پردازی نیز تا حدی در کارها بخصوص آثار ساخته شده توسط خود گروه ها ضعیف یا بی هدف و کم محتوا ارائه شده بود. باید به یاد داشته باشیم که ضعف ملودیک را با هیجان متریک نمی توان جبران ساخت!

5. فقدان دینامیک: واقعا حیف بود که این همه قطعات که با زحمت فراوان به این تمپو و هماهنگی رسیده بودند، بدون دینامیک اجرا می شدند! (منظور از دینامیک، ایجاد شدت و ضعف در نواختن صداها و نت ها و به عبارتی همان نوانس قطعه) یعنی یک قطعه از اول تا آخر کوبیده می شد! یا مثلا یک مدت در حالت ملایم باقی می ماند! گروه نوازی موفق باید توانایی کاهش و افزایش درجه به درجه قوت و ضعف صدا را داشته باشد! همان که نوازندگان به نام کرشندو و دی کرشندو می شناسند! نه اینکه فقط در حد حداکثر قوی باشد یا حداکثر ملایم! دوستان پیگیر آثار ارکستری استاد پایور حتما تأیید خواهند کرد که در کارهای ایشان یک پاساژ هم بدون دینامیک صحیح اجرا نشده! دینامیک به مثابه سایه روشن در نقاشی و طراحی است.

6. جشنواره گروه نوازی یا تک نوازی؟ از نقدهای وارد بر اجراها این بود که علارغم عنوان رقابت « گروه نوازی» در موسیقی کلاسیک ایرانی، گروه ها زمان اجرایی خود را با تعداد محدود آثار گروهی و زمان های طولانی تکنوازی توسط نوازاندگان تواناتر خود پرکرده بودند! بنده به عنوان یک سرپرست با احترام به عنوان برنامه جشنواره و تعمدی، سعی کردم تا کار گروه نوازی کامل نشان داده شود و سولوی چند گوشه در حد بسیار مختصر برای جلوگیری از کسالت بار شدن ضربی ها حدود 8 دقیقه در 45 دقیقه اجرا را به خود اختصاص داد. درحالیکه برخی گروه ها با داشتن نوازندگان نامی، برنامه را به میدان تکنوازی تبدیل کرده و در اصل گروه آنچنان که باید کاری خاص را ارائه نکرد.

7. مشکلات سالن و صدابرداری: متاسفانه مسئولین سالن در روز اول اجرا همکاری خوبی با ما نداشتند. به دلیل لطمه و ضربه که به یکی دوتا از سازهای ما وارد کردند، کوک ساز ما دچار مشکل شد (از همه بدتر سنتور با آن همه دشواری های کوک و...) از آنجا که برنامه ما دومین برنامه در شب اول بود، در زمان تنفس که قانونا حداقل نیم ساعت احتساب شده بود و ما به سرعت مشغول کوک بودیم، قبل از پایان همان نیم ساعت، به جای عذرخواهی، آن قدر برخورد و رفتار زشت و زننده  و لحن بد و تهدید از آقای محترم مسئول سالن شنیدیم، که روحیه گروه واقعا در لحظه قبل از اجرا تخریب شد و با وجود آن همه استرس های اجرایی، واقعا ما را تخریب کردند! در هرحال ما با متانت تحمل کردیم و از بحث کناره گرفتیم. شکرخدا، مسئله کوک سنتور را رفع کردم و در اجرا به مشکل کوک برنخوردیم. این واقعا مایه تأسف است که میزبان و مسئول یک جشنواره مهم، با مهمانان راه دور خود، به خصوص که تعدادی خانم جوان باشند، چنین رفتار حقیرانه ای داشته باشد! تمام اجرای ما به نوعی مدیریت بحران بود و ضمن اینکه امیدوارم برای هیچ گروهی از این دست اتفاقات نیفتد، خواستم پاره ای مسائل پشت پرده را بازگو کرده باشم تا تجربه ای باشد برای دیگران.

 از دیگر معایب سالن اجرا، وجود صدای آزاردهنده در پشت زمینه صدای میکروفون ها بود و وقتی علت را جویا شدیم، گفتند که اجرای شب اول همین است دیگر! جالب اینکه در شب های بعد نیز بنده به عنوان تماشگر برنامه ها از آن صدای ناهنجار گزگز فیض بردم!

همچنین در برنامه ریزی ها با بی رحمی، اجرای اول را برای گروه های تهرانی و اجرای دوم را برای گروه های شهرستانی با آن همه خستگی راه و سفر در نظر گرفته بودند! گروه شهرستانی موظف بود زودتر و ساعت 16:30 برای تست صدا در سالن حاضر شود و بعد تست صدای گروه تهرانی. سپس اجرای گروه تهرانی در ساعت 19 و گروه شهرستانی باید تا ساعت 20:30 یا دیرتر در انتظار می ماند! آنهم در شرایطی که نه محل مناسبی برای امنیت ساز بود (مثل اتفاقی که برای ساز ما افتاد) و نه برای خود نوازندگان! در یک راه پله ای سرد و تاریک،فرشی بود که البته یک جور نمازخانه هم بود و باید با این همه خستگی منتظر می شدیم تا نوبت مان شود! و بعد هم که با ناسزاهای مسئول محترم، از ما پذیرایی می شد! حداقل انصاف حکم می کرد که اجرای اول را به گروه های شهرستانی بدهند که در زمستان از مسافتی دور آمده اند نه گروه های عزیز تهرانی که از چند خیابان آن طرف تر تشریف آورده اند! امیدوارم این انتقادها که واقعا به ما لطمه زد، برای آینده مؤثر واقع شود!

8. مشکلات اطلاع رسانی و ضعف فرهنگ شنیدن موسیقی: متأسفانه در دو شب اول برنامه ها آنطور که باید و شاید اطلاع رسانی نشده بود و بسیاری از مخاطبان از برنامه ها بی اطلاع بودند و نتوانستند برای دیدن برنامه ها حاضر شوند. از طرف خود و اعضای گروهم از دوستانی که بر ما منت گذاشتند و تشریف آوردند و سرافرازمان کردند، بی اندازه سپاسگزارم و تشکر از اینکه شنوندگان بسیار فهیم و فرهیخته ای بودند و در بین قطعات نه صدای صحبتی بود و نه حتا یک نفر با کف زدن مخل احساس و تمرکز اجرا شد! این به معنای واقعی همان نظم پایوری بود که آرزویش را داشتیم و شنوندگان برنامه ما شأن و فرهنگ شنیداری خود را به نمایش گذاشتند! این در شرایطی بود که ما حتا بلیط مهمان هم به دستمان نرسید و نتوانستیم حتا یک نفر از اقوام یا بستگان را همراه بیاوریم! بسیاری از دوستان را بنده برای اولین بار زیارت می کردم و بسیار خوشحال شدم از این ملاقات هنری که ابراز لطف نمودند.

 متاسفانه در شب های بعدی، بسیاری گروه های تهرانی و شهرستانی تعداد زیادی تماشاگر را مانند سپاهی روانه سالن کرده بودند و درست مانند بازی فوتبال در استادیوم آزادی، همهمه و شلوغی بی مورد، مخل نظم سالن بود و حتا سرپرست گروه های دیگر مانند بنده به سختی جا برای نشستن پیدا می کردیم! از همه بدتر اینکه این تماشاگران فرا احساساتی، در تمام طول برنامه و بین قطعات و در تکنوازی ها و درست وسط جملاتی که نباید، شروع به کف زدن و سوت زدن و داد و فریاد و ابراز احساسات آنهم با اغراقی نه چندان خوشایند می کردند! این مسئله گرچه متاسفانه چند سالی است در جشنواره موسیقی باب شده که برخی گروه ها برای بالا بردن وجهه خود و تحت تأثیر قرار دادن داوران، تماشاگر می آورند آنهم به شرط سوت و فریاد، من بعید می دانم که این مسئله در رأی و نظر داوران تغییری ایجاد کرده باشد و تا جایی که بنده داوران را دیدم، از این سر و صداها آزرده و کلافه بودند اما با ادب و صبوری تحمل می کردند! ضمن اینکه مثلا این سوت ها و بیدادها و کف زدن های بی امان در قطعاتی که نوازندگان در حس فرو رفته بودند و سعی در القای این حس داشتند، فقط کار را خراب و ناخوشایند می کرد! بعد از شنیدن یک ساز و آواز و این همه فضاسازی خواننده و نوازنده، همین که قطعه بعد می خواهد شروع بشود، با انفجار صدای جمعیت، نهایت بی ذوقی و بر فرهنگی را در شنیدن برنامه موسیقی می توان شاهد بود! طوری که در اجرای شب آخر سرپرست یکی از گروه ها با تکرار این مسئله، نگاه چپ بدی به حضار کرد و البته بی فایده بود و این قوم می خواستند هرطور شده ارادت خود را با صوت بلبلی اثبات کنند! درهرحال خوشحالم که برنامه گروه ما از این نظر متفاوت و باوقار بود. ما از هیچ کس درخواست نکردیم که در برنامه ما شرکت کند، اما دوستان گرامی، به میل خود ما را مورد لطف قرار دادند.

 در پایان، امیدوارم نکات گفته شده مورد استفاده دیگر دوستان واقع شود و آنطور که باید از شرایط جشنواره اطلاع رسانی کرده باشم. گروه ما نیز علاوه بر افت کار روی صحنه به دلیل استرس ها و تجربه اول رقابتی قطعا اشکالاتی داشته که به رفع آن خواهیم پرداخت. خوشحالم که کار گروه به گفته هیات محترم داوران مورد توجه واقع شد و تنظیم ها و اجرا و هماهنگی حسی و کاری گروه در نظر ایشان دیده شد و بازتاب خوبی از ایشان شنیدم. این تجربه اول ما در کنار هم و در میدان رقابت بود و امیدوارم روز به روز بهتر کار کنیم و جایگاه خود را بیابیم. 

با احترام،

نسیم احمدیان

/ 11 نظر / 100 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ریحانه باقری

سلام و صد درود و هزاران تبریک به شما خانم احمدیان کسب مقام سوم در جشنواره را از صمیم قلب به شما تبریک میگم خیلی خوشحال شدم موفق باشید [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

فرزاد

اميدوارم در صحنه هاي جهاني بر سكوي افتخار بايستيد اون قطعه از استاد پايور را براتون ايميل كردم اگر بدسستتون رسيده خبر بدهيد با سپاس

حسین

کسب مقام سوم را به شما و اعضای گروهتان تبریک می گویم.

محسن

درود برشما بانوی هنرمند شادباش به شما وگروهتان که نائل به کسب این مقام شدید به امید روزیکه اجرای موسیقی توسط بانوان سرزمین مادری به جایگاه اصلی خود بازگردد این امید دور از دسترس نخواهد با وجود هنرمندان توانایی چون شما وگروهتان یاد ونام فرامرز پایور هنرمند بی تکرار همواره گرامی باد[گل][گل][گل]

پریسا(وبلاگ موسیقی ایرانی)

با تمام سختی ها، با تمام کاستی ها، قدم هایتان در جاده ی پرفراز و نشیب اما،منتهی به زیبایی محض(موسیقی ایرانی) پایدار و جاودان باد. [گل]

علی نوری

با سلام و عرض ادب خدمت شما خانم احمدیان بنده علی نوری از شهر تبریز کسب این مقام رو به شما و نوازندگان محترم گروه تون تبریک عرض مینمایم همینکه سبک استاد عزیز مان پایور با این کمبدها و نامهریها دنبال میشه و هنوز زنده نگه داشته شده خودش به تنهایی رتبه اوله کسانی که به سبک استاد پایور آشنایی مختصری هم دارند میدونند که سبک ایشون منحصر به فرد و کار هر کسی هم نیست چنین سبکی رو به سرانجام برسونه چرا که از حوصله و سلیقه ناقص اونها هم کاملا خارج و عملا هم مرد چنین سبکی نیستن و اینه که کیفیت اجرایی پاییبپنی هم دارند که به آنها با کمال دقت و ریز بینی خودتون اشاره کردید به هر حال از اینکه انسانهای قدردانی مثل شما و آقای ثابت و تنی دیگر از عزیزان رهرو استاد پایور هنوز هستند و ادامه دهنده سبک استاد این امید هست که سبک استاد پایور همچنان در عرصه موسیقی یکه تازی کند بنده به نوبه خود از شما و زحمات بی شایبه شما چه در عرصه موسیقی و چه در زنده نگه داشتن این وبلاگ وزین تشکر و قدردانی میکنم علی نوری

اميدقيصري

درود بر شما.خانم احمديان لطفا در مورد اعضاي گروهتان كمي توضيح بدين كه هر كدوم چه سازي رو ميزدند؟؟از كجا ميشه اجراي افتخار آميز شما را دانلود كرد؟؟واقعا جاي ويلون سل وكلارينت در اركسترها خاليه(در همه اركسترها.منظورم با شما نيست) و اينكه اين آقايي كه وسط گروه هستند خواننده گروه شما هستند؟؟ در مورد مسيول بي فرهنگي كه اين رفتار را با شما كرد بايد گفت كه اين افراد دست پرورده جمهوري اسلامي هستند كه با بي شرمي تمام با هنرمند اون هم بانواني هنرمند اين رفتار را كرد.واقعا خيلي نارحت شدم وقتي اين قسمتو خوندم.انگار اصلا نميدونه شما اينهمه راه به عشق موسيقي و وطن كوبيدين اومدين بعد بجاي پذيرايي اين رفتار را ميكنند.بله متاسفانه شنونده هم فرهنگ رو رعايت نميكنند و سوت وكف..در سينما ها هم اين كار معموله و عاديه..هرچند كه اركستر خالقي دست نيافتنيه و هيچ كس در خواب هم به گرد پاي روح الله خالقي بزرگ نميرسه اما اميدوارم كه شما بزرگوار بتونيد به جايگاهي ارزشمند برسيند..با تمام اين سختي هايي كه اشاره كردين وتوضيحاته منصفانه اي كه در مورد رقبا نوشتين شكي نيست كه شما بانو بزرگوار نفر نخست اين جشنواره شدين..صميمانه بهتون تبريك ميگم

محمد کرمی

سلام دوست عزیز. از اینکه دیر تبریک میگم معذرت میخوام. تبریک به خاطر حضور پرشور و کسب مقام در جشنواره موسیقی امیدوارم هر لحظه از زندگی موفقو سربلند و شاد باشید. شاد باشید و شادی آفرین