نوروز خجسته باد

نسیم بهاری بر چهره فسرده طبیعت می وزد و قاصد آفتاب، مژده تولدی دیگر را بر روح سرد درختان پیغام می آورد. جویبار حیات، نغمه بدیع زندگانی را بر دل سنگ می نوازد و بهار آغاز می شود...

فرارسیدن نوروز و سال نو را خدمت تمام هنرمندان و هنردوستان این سرزمین تبریک عرض می کنم و امیدوارم که سال جدید، سالی مملوء از خجستگی و نکویی برای موسیقی ایران و موسیقی دانان ارجمند این سرزمین باشد.

در این ایام، بازهم درود و رحمت می فرستیم به روان استاد عزیزمان پایور و همه بزرگانی که بهار را برای موسیقی و هنرمان به ارمغان آوردند و هرچند اکنون بین ما حضور جسمی ندارند، لیکن زندگی پرثمرشان در تاریخ موسیقی و فرهنگ این سرزمین، همواره جاودان و بدور از خزان است. امید و آرزوی سلامتی و پایداری برای همه بزرگانی که در بین ما حضور دارند و از فروغ وجودشان فیض می بریم...

 

/ 12 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کامران دانش پژوه

با درود به شما. نوروز باستانی شما خجسته و پیروز باد. امید که در سال پیش رو روزهایش سراسر تندرستی و شادمانی همراه با خیر و برکت برای شما و خانواده محترمتان باشد. [گل][گل][گل]

آرمین میرمعصومی

سلام ویژه و خسته نباشی برای یک سال زحمت خدمت شما خانم احمدیان امید وارم عید شما مبارک و هر روزتان عید باشد و با آمدن هر بهار جای خالی استاد پایور بیشتر ملموس می شود روحش شاد و یادش گرامی

اسماعیل

سلام و درود.سال نو مبارک[گل] وبلاگ زیبایی دارین تبریک میگم بهتون موفق و موید باشین.

اذرکیوان

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد دل رمیده ما را رفیق و مونس شد سلام ودرود.عرض تبریک خدمتتون.ممنون از مطالبتون و ممنون از وبلاگ خوبتون.

پرشنگ

مرا می بینی و هر دم زیادت میکنی دردم تورا می بینم و میلم زیادت می شود هر دم به سامانم نمی پرسی نمی دانم چه سر داری به درمانم نمی کوشی نمی دانی مگر دردم سلام و درود..وبازهم عرض تبریک بهتون..ممنون از مطالبتون..وممنون از وبلاگ خوبتون.

رامشگر

به کورش چه خواهیم گفت اگر سر بر ارد زخاک اگر باز پرسد ز ما چه شد دین زرتشت پاک چه شد ملک ایران زمین کجایند مردان این سرزمین چه امد سر خوی ایران پرستی چه کردید با کیش یزدان پرستی چرا جشنهامان شد عزا در اتشکده نیست بانگ دعا بگو کیست این ناپاک مرد که بر تخت من اینچنین تکیه کرد که تا غیرتم باز جوش اورد ز گورم صدای خروش اورد

رامشگر

هرگز نخواب کورش دارا جهان ندارد سارا زبان ندارد رستم در این هیاهو گرز گران ندارد روز وداع خورشید زاینده رود خشکید زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد بر نام پارس دریا نامی دگر نهادند گویی که ارش ما تیر و کمان ندارد دریای مازنیها بر کام دیگران شد دارا کجای کاری دزدان سرزمینت بر بیستون نوشتند اینجا خدا ندارد هرگز نخواب کورش ای مهر اریایی بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد

رامشگر

دو یار زیرک و از باده کهن دو منی فراغتی و کتابی و گوشه چمنی من این مقام به دنیا و اخرت ندهم اگر چه در پی ام افتند هر دم انجمنی هر انکه کنج قناعت به گنج دنیا داد فروخت یوسف مصری به کمترین ثمنی بیا که رونق این کارخانه کم نشود به زهد همچو تویی یا به فسق همچو منی ز تندباد حوادث نمی توان دیدن دراین چمن که گلی بوده است یا سمنی ببین در اینه جام نقشبندی غیب که کس به یاد ندارد چنین عجب زمنی از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند چنین عزیز نگینی بدست اهرمنی مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی

علیرضا

درود بر شما: از اینکه می بینم نوازندگان نامی کشورمان این چنین حامی و طرفداری دارند بر خود می بالم.گذری بر وبلاگ من داشته باشید ممنون می شوم.[گل]