مصاحبه ای با استاد پایور

موسیقی بیشتر به شما آرامش می دهد یا قیمت ارزان ارزاق عمومی؟

سوال خوبی نیست. موسیقی نمی تواند با قیمت چیزی مقایسه شود!

شما در صف ارزاق عمومی می ایستید؟

بله در صف می ایستم. مخصوصا زمستان در صف نفت زیاد ایستاده ام.

در این صف آهنگ یا شعری به ذهنتان خطور نکرده است؟

چرا، شعری از مولانا که می گوید: *« بگشای در که نفت فراوانم آرزوست! »

به چه ورزشی علاقه دارید؟

در این سن ورزش سنگین نمی توانم بکنم. ولی به پیاده روی و شنا علاقه دارم. متاسفانه سر زانوهایم درد می کند و دکتر گفته نباید زیاد راه بروم.

تلویزیون تماشا می کنید؟

فرصت این جور کارها را ندارم.

آخرین کتابی که خواندید چه بود؟

کتاب به آن صورت نمی خوانم. کتاب هایی که مربوط به موسیقی است، می خوانم. رمان و داستان هم نمی خوانم. یعنی فرصت این کارها را ندارم.اگر فرصتی باشد، کتاب های انگلیسی می خوانم تا آنچه یادگرفته ام از یادم نرود.

زبان انگلیسی را کجا یاد گرفتید؟

سال 63 [1963] سه سال به انگلستان رفتم و در آنجا رشته «پروفیشنال» زبان انگلیسی را در دانشگاه کمبریج خواندم.

می گویند در موقع آموزش خیلی جدی و سختگیر هستید و هنگامی که شاگرد نتواند از پس درس برآید عصبانی می شوید؟

سختگیری با نظم و تربیت فرق دارد. به شاگرد مبتدی هم درس نمی دهم که با آنها سر و کله بزنم و الان هم چنین مواردی کمتر پیش می آید.

بزرگترین شادی زندگی شما چیست؟

اینکه ببینم شاگردان خوبم، باشخصیت و محترم هستند و حرمت موسیقی و موسیقی دان را حفظ می کنند.

اگر کار یکی از شاگردانتان از شما بهتر شود، حسادت نمی کنید؟

باید کارشان از من بهتر شود. شاگرد باید بهتر از معلم شود وگرنه خودم هستم. پس مردم او را برای چه چیزی می خواهند؟ برای معلم لذت بخش است که شاگردش پیشرفت کند.

می گویند گران ترین سنتور ایران متعلق به شماست؟

نه سنتورهای آقای ناظمی گران هستند. من که سنتورساز نیستم. سابقه سنتور من بیشتر است. سی سال است روی آن مضراب می زنم، خوب جا افتاده است و پخته شده است.

نقطه افتراق و اشتراک «شهرآشوب» در شور با شهر تهران چیست؟

در هر دو، معنی شلوغی وجود دارد.

دوست دارید بعد از مرگ چه قطعه ای به یادبود شما بنوازند؟

قطعات من خیلی زیاد است. فرق نمی کند هر کدام شان را بنوازند خوب است.

کدام قطعه شما از همه بهتر است؟

نمی توانم بگویم. همه اش خوب است. اما از قطعه « پرده عشاق » روی شعر مولوی خیلی لذت می برم.

موسیقی عشق چه صدایی دارد؟

موسیقی خودش عشق است و کسی که عاشق نباشد، نمی تواند گام در راه موسیقی بگذارد.

از شروع سنتور نواختن شما تا حالا، آیا کسی از صدای ساز شما عصبانی شده است؟

خب بله، همین همسایه های ما ممکن است از سنتور زدن من عصبانی شوند ولی حرمت ما را نگه می دارند و چیزی نمی گویند.

در روز چند ساعت تمرین موسیقی می کنید؟

حداکثر 10 ساعت

موسیقی خوب، چه نوع موسیقی است؟  

آنکه مورد پسند مردم و تأیید اهل فن باشد.

منبع: روزنامه همشهری،جمعه 27 آبان 1373 

اشارات:

1. * مصرع یاد شده توسط استاد، مزاحی است بر شعر حضرت مولانا که می فرماید : «بگشای لب که قند فراوانم آرزوست...». استاد همواره حس شوخ طبعی، خوی گرم و صمیمی داشتند که حتا در اولین ملاقات احساس می کردید سالهاست با ایشان معاشرت دارید! 

2. به عقیده استاد بزرگ ترین شادی در زندگی شان، در مرتبه اول شأن اخلاقی شاگردان ایشان است و نه مهارت هنری! این نکته باید درس بزرگی برای همه اهل هنر باشد، چراکه استاد علارغم تربیت شاگردان زبده بسیار، شاخصه های اخلاقی و حرمت شناسی آنان را ملاک قرار می دادند.

3. حسادت و خودبینی در شخصیت پایور راه نداشت و ایشان هرچه داشت، خالصانه به شاگردان خود ارزانی می فرمود. بر عکس هنرمندان مطرح زیادی که با تکیه بر هنرشان، خود را از جامعه طلبکار می دانند، استاد پایور خود را عضوی از جامعه می دید و حتا نسبت به همسایگان خود هیچ گونه ابراز فخر و برتری نمی نمود.

4. سوال مبنی بر انتخاب یک قطعه از بین تمام قطعات استاد، شاید سوالی بس نسنجیده باشد، چراکه به مانند این است که از پدر و مادری بپرسی که از بین همه فرزندانت یکی را انتخاب کن! هنرمند، اثر هنری خود را  خلق می کند و مانند پاره ای از وجودش پرورش داده با آن زندگی می کند. با این وجود، قطعا این سوال در ذهن بسیاری از ما بوده که استاد کدام اثر خود را بطور خاص انتخاب می نمود؟ از آنجا که قطعه زیبای «پرده عشاق» با شعر زیبای مولانا در حدود همین سال خلق و ضبط شده، انتخاب آن توسط استاد، جای تعجبی ندارد. حقیر شخصا علاقه خاصی به آلبوم «پرده عشاق» استاد دارم، ولی از زمانی که این مصاحبه را خواندم، این قطعه برایم حکم ویژه ای پیدا نمود و همواره این بخش از مصاحبه، دل مرا لبریز از اندوه می کرد! اکنون که استاد به سرای باقی ره سپرده اند، دلتنگی و اشک و اندوهم از خواندن سخنان ایشان، صد چندان شده و چه قطعه ای برتر از آنچه خود استاد انتخاب فرمودند تا امروز بدان و به یاد ایشان گوش دل بسپاریم؟

امروز، قطعه زیبای پرده عشاق را به همراه چند شاهکار دیگر از این آلبوم، تقدیم دوستداران استاد پایور می نمایم. باشد که همواره طنین موسیقی عشق او، در دل و جانمان جاودانه باشد...

دانلود پیش درآمد دشتی

دانلود مقدمه عشاق و عشاق

دانلود تصنیف پرده عشاق و دو ضربی

آلبوم: پرده عشاق

اجرا: ارکستر استاد فرامرز پایور

کلیه قطعات ساخته و تنظیم: استاد پایور

خواننده: حمیدرضا نوربخش

/ 12 نظر / 203 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کامران دانش پژوه

در ادامه باید عرض کنم یکی از دوستان بنده سالها پیش شاگرد استاد بودند و بخاطر مسافت بسیار زیاد به سفارش خود استاد به شیراز خدمت یکی از شاگردان استاد پایور میرسند! در رابطه با استاد میگفتند بقدری دقت و احاطه کامل بر همه چیز داشتند که هر چه بگویم کم است!و امان نظم و انضباط که همه میدانیم! جالب اینکه میگفت روزی داشتم درسم را تحویل میدادم که استاد رفتند خارج از اتاق (کلاس درس در منزل استاد)و من ناگهان یک نت را اشتباه زدم که صدای نازنین استاد را از بیرون اتاق شنیدم که فلانی درست بزن!!فلان جا را غلط زدی!!! یا اینکه استاد ظاهرا برای کنسرت خودشان یا همان شاگردشان به شیراز می روند و در پایان کنسرت بعد از گذشت چند سال بعد از کلی تخویل گرفتن رفیق ما رو به شاگرد قدیمی میگوید راستی فلانی خوب کار می کند یا نه؟؟؟!!! و واقعا شخصا غبطه خوردم به سعادت کسانی که خدمت اساتید بزرگ بودند!چرا که پایور میتوانست اصلا قیافه دوست من را از یاد برده باشد اما از یاد نبرده بود هیچی!تازه از شاگردش می پرسد کارش چطور است؟خوب تمرین میکند؟کلاس می آید؟و...؟ و این است که پایور میشود استاد پایور![گل]

کامران دانش پژوه

با درود مجدد. راستی علارغم مصاحبه و ایراداتش که عرض شد! اما عکس استاد و صفای باطن ایشان که در این عکس در آن طبیعت زیبا و لبخند زیباتر از طبیعت استاد جبران آن ایرادات را کرده و من با دیدن آن حالت استاد هم خوشحال شدم و هم سخت دلم گرفت که چرا اینقدر زود.....[ناراحت][سوال]

مریم

خیلی زیبا و خاطره انگیز بود! روح استاد پایور عزیز شاد. همه ما دلتنگ استاد هستیم و تا عمر داریم از قطعات زیباشون لذت میبریم و مدیون زحماتشون هستیم.

محسن غلامی

هست شب یک شب دم کرده و خاک رنگ رخ باخته است هست شب یک شب دم کرده و خاک رنگ رخ باخته است باد نوباوه ابر از برکوه سوی من تاخته است هست شب همچو ورم کرده تنی گر دراستاده هوا هم ازین روست نمیبند اگر گمشده ای راهش را با تنش گرم بیابان دراز مرده را ماند مرده را ماند در گورش تنگ به دل سوخته من ماند به تنم خسته که میسوزد از هیبت تب هست شب آری شب هست شب آری شب هست شب آری شب اخوان ثالث

نادر

درود به شما خانم گرامی با نظر دوستان محترم هم عقیده هستم یه زمانی مجریها و شومن ها و روزنامه نگارها به قدری با سواد بودند و بقدری هم در انتخاب چنین اشخاصی وسواس بخرج داده میشد و این افراد از هر علم و هنری یه خوشه ای در دل داشتند نمونه های زیادی داشتیم خود پرویز یاحقی.پرویز قریب افشار .فریدون فرخزاد.منوچهر نوذری.تابش.فروزنده اربابی اینا همه با سواد بودند.در هر زمینه ای علم مختصر و مفیدی داشتند اما امروزه نه... بهرحال همه چی باید بهم بیاد.امروزه اینطور اشخاص ایجاب میکنند

موسیقی سنتی

هنرمند گرامی سرکار خانم احمدیان سلام و عرض ادب بسیار بسیار قابل ستایش است این کار شما . اگر چه همه دوستان نظر مشترکی دارند به ضعف مصاحبه ، ولی کار ارزشمندی است . من معمولا مطالب در مورد موسیقی را جمع بندی می کنم و آرشیو دارم . فرصتی پیش آمد در بخش استاد پایور گشتم مصاحبه ای را از زنده یاد مشکاتیان که چقدر حدود ده سال پیش استاد پایور را ستایش کرده است را دیدم و حقیقتا خواندنی است . در آنجا استاد مشکاتیان میگوید : گمان نمیکنم در این وادی ، کسی که حتی نه با یک ساز که با موسیقی آشنایی اندکی هم داشته باشد ، قلندر و قلدر و قدری چون پایور را نشناسد... می گوید : پایور چون کوه دماوند زیبا، استوار ، با سلیقه به هواو فضای موسیقی ایران روح روندگی بخشیده وخواهد بخشید... ودر جایی دیگر هم اینچنین از استاد پایور یاد میکند : اگر سنتور نوازان ایران را خانواده ای فرض کنیم که این ساز را اکنون جهانی کرده اند ، پایور بی تردید پدر خانواده است... ضمن گرامی داشت یاد استاد پایور از دوستان دعوت میکنم مطلبی که در وبلاگ موسیقی سنتی نوشته ام را حتما مطالعه کنند . مجددا از شما خانم احمدیان بخاطر لطف تان سپاسگزارم .

پندار

ضمن احترام به نظر دوستان ،به نظر بنده نباید از طرح چنین پرسش هایی توسط خبرنگار روزنامه ای که در آن سال ها در اوایل کار خود بود،خورده گرفت. من خودم در یکی از همین روزنامه ها مصاحبه ای را از استاد پرویزمشکاتیان خواندم که مصاحبه کننده از استاد درباره میزان ساعات خواب شبانه استاد سوال می کند. زیاد سخت نگیرید در این جا هیچ کس و هیچ چیز در جای خود نیست.

فرامرز خلیقی

با سلام ودرود به پیشگاه همه دوستداران فرهنگ و هنر ایران وباسلامی گرم و ویژه خدمت همه شیدایان جناب حضرت استاد فرامرز پایور آن عشق مجسم آن دردانه یگانه. همچنین تسلیت عرض میکنم دوسال گشت ازدست دادن حضرت ایشان را.دربین نظرات دوستان جز شیفتگی ودلدادگی نسبت به استاد چیردیگری ندیدم ویاد این شعردر نظرم جاری شدکه همه به محضر استاد عرضه میداریم: درپیش چشم عاشقان وفادار نه توبه کس مانی ونه هیچ کی به توماند درمورد گذشت و فروتنی جناب حضرت استاد فقط شعر حافظ است که می تواند وصف این فضیلت کند: نیکی پیرمغان بین که چومابدمستان/هرچه کردیم به چشم کرمش زیبا بود عبد فقیر فرامرز خلیقی

فرامرز خلیقی

با عرض سلام مجدد. پوزش می طلبم ازاشتباه نوشتاری که در اکانت قبلیم رخ داده است. درپیش چشم عاشقان وفادار نه توبه کس مانی ونه هیچ کس به توماند

پریسا(وبلاگ موسیقی ایرانی)

جالب است که استاد پایور در زمانی که به اوج استادی و پختگی در کار خود رسیده بودند، هنووووووز هم روزی 10ساعت تمرین میکردند!!! واقعا تامل برانگیز و اعجاب آور است!