سالروز درگذشت استاد حسین تهرانی خداوندگار ضرب

حسین تهرانی، به سال 1291 شمسی در تهران متولد گردید. از کودکی علاقه زیادی به ساز تمبک داشت و از سال 1304 شروع به نواختن آن نمود. در آن سال ها اشتغال به نوازندگی تمبک با مشکلاتی ناشی از تحقیر مردم نسبت به آن رو به رو بود. با این حال تهرانی چنان عشق وافر و ایمان صادقی به این هنر داشت که بدون توجه به مشکلات زمان، ساز تمبک را از دست فرو نمی نهاد و در هرحال به تمرین ادامه می داد.

او خود در مصاحبه ای گفته است: «...زمانی که من نواختن تمبک را شروع کردم، این ساز توسری خورده بود و همه مردم، ضربگیر را مطرب پستی می دانستند و چنان تحقیرش می کردند که هیچ کس جرأت نمی کرد به طرف این ساز برود. در چنین شرایطی به دست گرفتن تمبک یعنی از دست دادن آبرو و حیثیت! به این ترتیب بود که من ضرب زدن را شروع کردم. از همان ابتدا چنان عشقی به این ساز داشتم که همه ملامت ها و تحقیرها را تحمل کردم و قید آن حیثیت ظاهری را که با ضرب گرفتن به باد می رفت، زدم. در آن زمان به خود گفتم، به هر ترتیب شده باید این ساز را از این فلاکت و بدبختی درآورم. برای دست یابی به چنبن هدفی بود که به تمرین های زیاد پرداختم به طوریکه اگر بگویم بیش از نیمی از ساعات شبانه روز را به تمرین و نواختن تمبک مشغول بودم، سخنی به خطا نگفته ام ».

...پس از سالها راه تازه و بی سابقهای برای پیشبرد و گسترش ساز تمبک به وسیله تهرانی ابداع شد. با افزایش داوطلبان فراگیری تمبک در هنرستان موسیقی ملی، تهرانی دست به ابتکار جالب تشکیل « گروه تمبک» زد و برای این گروه قطعاتی برای نخستین بار تنظیم نمود که در اجرایشان گروه مزبور لزوما به دو یا چند بخش مختلف تقسیم می شدند. این ابتکار بعدها توسط شاگردان تهرانی و دیگر هنرمندان علاقه مند دنبال شد.

از نیمه دوم سال 1337 پس از آغاز به کار تلویزیون ایران، هنر تهرانی از طریق همکاری اش با گروه فرامرز پایور، بار دیگر به گوش مشتاقان رسید و تا چندسال علاقه مندان توانستند از طریق ا ین رسانه گروهی درسطح گسترده تری از هنر این استاد، بهره مند شوند و نیز بارها قطعه « فانتزی برای گروه تمبک و ارکستر» از نگارنده (حسین دهلوی) را که تهرانی خود بخش گروه نوازی تمبک آن را تصنیف کرده بود، به همراهی ارکستر شماره یک هنرهای زیبا (صبا) در تلویزیون و کنسرت های مختلف اجرا نمود.

دانلود قطعه فانتزی برای گروه تمبک و ارکستر، ‌شاهکاری از استادان تهرانی و دهلوی (به صورت فایل فشرده)

در نخستین جشن هنر شیراز (شهریور 1346) تهرانی علاوه بر همکاری با گروه پایور، سرپرستی گروه تمبک هنرستان موسیقی ملی را که خود مبتکر آن بود، با همکاری شاگردش محمد اسماعیلی به عهده داشت.تهرانی در سال های بعد نیز در چند برناه دیگر جشن هنر شرکت کرد که در تمام این برنامه ها از موقعیت هنری ویژه ای برخوردار بود.

دانلود تکنوازی استاد حسین تهرانی

بدین سان بود که تهرانی به آرزوی دیرین خود رسید و توانست قدر و منزلتی برای این ساز ملی که سالها مورد تحقیر بود، به دست آورد و چه در داخل و چه در خارج، بدان اعتبار و مقام اجتماعی دهد. او خود در مصاحبه ای گفته است: «... همیشه آرزویم این بود که بتوانم به ساز تمبک شخصیت بدهم، مستقل و بی نیازش کنم. ضرب را با تمام ارزش هایی که دارد، در کنار سازهای دیگر بنشانم و کاری کنم که تمبک نوازی افتخار باشد نه ننگ»!

آری، این چنین کرد و به عهدی که با خود داشت پایبند ماند و با پیگیری و ممارست بسیار در تمرینات و ارتقاء سطح اجرایی این ساز، توانست مهر ننگی را که سال های دراز بر این ساز بی دفاع زده شده بود، با پشتکار و اصالت اراده خود، از چهره آن بزداید و آن را در مسیر یک حرکت ارزنده هنری به جامعه عرضه نماید و نشان دهد که این ساز ظرفیت ارزش های بالاتری را دارد. به ویژه با تشکیل «گروه تمبک» و به کارگیری این ابتکار جالب و بی سابقه، رسالت هنری خود را در راه پیشبرد این ساز ملی به انجام برساند و به عنوان یک هنرمند خلاق و دارای مکتب و صاحب سبک در تاریخ موسیقی ایران باقی بماند.

تنها هنر نوازندگی اش نبود که شگفتی می آفرید، بلکه او موسیقی شناسی قابل نیز بود. آگاهی اش بر گوشه های ردیف موسیقی سنتی ایران و نیز تسلطش بر تصانیف قدیمی و ده ها مورد دیگر خود مؤید این نکته بود که او را استادی ممتاز و شایسته در موسیقی ایرانی به شمار می رود.

حسین تهرانی، فرامرز پایور، جشن هنر، حافظیه شیراز 1349

فرامرز پایور دوست دیرین و همکار هنرمندش که تا آخرین لحظه حیات تهرانی، در کنارش بود، برخی از خصایص هنری اش را چنین بر می شمرد: «...تهرانی تمام دستگاه های موسیقی ایرانی را به خوبی می شناخت و تقریبا تمام تصانیف و کارعمل ها و ضربی های قدیمی را که پیش از او معمول بود از حفظ داشت...تهرانی سعی کرده بود که کلیه گوشه های ردیف موسیقی ایرانی را که امکان و بنیه ضربی شدن دارند تنظیم کرده، خود، آنها را بخواند و با تمبک اجرا کند... او تاحدی از تکنیک سازهای ایرانی مطلع بود و خود شخصا سنتور می نواخت و به نوع مضراب های سنتور آشنایی داشت. در کار ارکستر فوق العاده دقت می کرد که نوانس موسیقی را کاملا حفظ کند. تسلط فوق العاده او در قوی و ضعیف کردن صدای ضرب به قدری بود که همراه با سه تار، درست زیر ساز، صدای ضرب می آمد و همراه با پیانو هرچقدر هم محکم و قوی زده می شد، باز صدای تمبک تهرانی مشخص و روشن شنیده می شد...با اینکه تسلط فوق العاده به تمام ریتم های ایرانی داشت، باز همیشه قبل از برنامه از نوازنده می خواست که چهارمضراب یا ضربی یا هرقطعه ای که قرار است با او اجرا کند، چند بار تمرین کنند. همیشه راهنمایی های ارزنده  پرفایده ای در موقع تمرین به نوازندگان می کرد که سخت از او ممنون می شدند.

تهرانی در سال های آخر فعالیت هنری اش با همه کسالتی که داشت، همچنان در جست و جو و کشف عوامل تازه ای در موسیقی ایرانی بود. فرامرز پایور در این باره می گوید: «...در اواخر کار خود بی نهایت به ضرب های لنگ که با گوش عمومی مأنوس نبود، علاقه پیدا کرد و سعی می کرد این ضرب ها را طوری ساده و تمیز تنظیم کند که شنونده احساس غرابت و نا آشنایی نکند و در عین حال کار تازه ای هم در ریتم انجام داده باشد. به علت مطالعه ای که روی ردیف موسیقی ایرانی داشت، سعی می کرد که اول ریتم های لنگ را از قطعات ضربی خود ردیف استخراج کند».

از تهرانی 4 صفحه سی و سه دور به یادگار باقی مانده که در آن صفحات، چهارمضراب ها و دیگر ضربی های اجرا شده به وسیله سنتور آقای فرامرز پایور را ( در شور، ابوعطا، بیات ترک، دشتی، افشاری، بیات کرد و...) همراهی کرده است. بخش کوتاهی از این صفحات، اختصاص به تکنوازی تهرانی دارد که در این قسمت وزن هایی را تحت عنوان: ضرب پیش درآمد، ضرب رنگ، دوضربی، سه ضربی ساده و ترکیبی اجرا کرده است. 

او کوشش می نمود تا دیگران به ویژه شاگردانش را از آلودگی های اجتماعی و لغزش های محیط نامناسب به دور نگه دارد. پیوسته هنرجویان را پند می داد: « اول انسان پاک و سالم باشید، بعد هنرمند؛ اول انسانیت بعد هنر ». او می گفت: « کسی که در اثر آلودگی های محیط، نیازمند شد و هنرش را به پستی کشید، دیگر هنرمند نیست؛ زیرا ناگزیر است پیش هرکس دست دراز کند.به حیثیت هنری خود لطمه بزند». او هرگز هنرش را به مانند کالایی پست و بی ارزش در معرض فروش نگذاشت؛ زیرا معتقد بود: « به کسی که هنرش را می فروشد، نمی توان عنوان هنرمند داد».

اگر ساز تمبک در سال های گذشته مورد توجه هنردوستان قرار گرفت و با حرکت و پویایی لازم، مقام و منزلت بالایی به دست آورد، بی شک این موقعیت حاصل کوشش پیگیر حسین تهرانی استاد هنرمند و برجسته این ساز ملی در طی سال های حیاتش می باشد. او با همه نابسامانی و شرایط نامساعدی که گرداگردش را فراگرفته بود، از پا نایستاد و هنرش را اعتلاء بخشید و رسالتش را به انجام رساند.

بر او و هنرش و آنچه از یافته هایش که با سخاوتمندی بسیار برای فرهنگ موسیقی ملی به میراث گذاشت، ارج می نهیم و یادش را گرامی می داریم.

برگرفته از مقاله شرحی از زندگی و خدمات هنری حسین تهرانی به قلم حسین دهلوی، کتاب آموزش تمبک حسین تهرانی، موسسه فرهنگی هنری ماهور. 

 

مطالب مرتبط:

1. مهر استاد (بخشی از مقاله ای درمورد استادان پایور و تهرانی به قلم مهدی ستایشگر)

2. انتشار آلبوم سنتور و تمبک 2، اثری جاودانه از استادان پایور و تهرانی

3. صفحه یادمان اساتید

/ 12 نظر / 236 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهرامی

درود بر شما هنرمند گرامی سرکار خانم احمدیان سپاس و تشکر از شما که یادی کردید از یکی از بزرگترین و ماندگارترین و شاخص ترین اساتید موسیقی این سرزمین. علاوه بر هنر والا که این بزرگواران را از دیگران متمایز می نمایدبه نظرم انچه باعث ماندگاری نام و یاد هنرمندانی چون استاد حسین تهرانی می گردد اخلاق مداری و مردمی بودن و احترام به دیگران و احترام به هنر بوده است .استاد جهانگیر ملک در مصاحبه ای ذکر می کند که استاد تهرانی می‌گفت:«شما هنرمندید.مردم به شما اطمینان دارند.شما را دوست دارند.یک وقت‌ می‌آیند درددلی پیش شما می‌کنند،یا رازی را با شما در میان می‌گذارند.مبادا از موقعیت و محبوبیت‌ خودتان سوء استفاده کنید. همیشه هر جا می‌روید از چشم کور باشید،از گوش‌ کر و از زبان لال»

بهرامی

البته منظورشان این بود که‌ در مقابل عیب آدمها نابینا باشید و برای حفظ اسرار مردم لال باشید و ناشنوا.هیچ‌گاه به هنرمند دیگری‌ حسادت نداشته باشید.کسی را نرنجانید.برای این‌که خودتان‌ بالا بروید کسی را زیر پا نگذارید. به زیردستان و بالادستان احترام‌ بگذارید.استاد تهرانی خداوند اخلاق و ادب بودند.من از ایشان فقط تنبک‌ نیاموختم.استاد از همان روز اول، درس آدم بودن را به من آموختند. نه‌تنها به من به هر کسی که‌ با ایشان در ارتباط بود.این جمله‌ معروف از استاد را حتما شنیده‌ است:«اول آدم باش،بعد هنرمند» همیشه ما را به رعایت مسائل‌ اخلاقی امر می‌کرد.

آرمین میرمعصومی

همیشه هر وقت بحث ریتم کاری در گروه های موسیقی پیش میاد نام استاد تهرانی زنده می شود به این دلیل که این جایگاه تنبک حاصل یک عمر زحمت ایشان بوده است روحش شاد ممنون از زحمات شما خانم احمدیان

پریسا(وبلاگ موسیقی ایرانی)

روح استاد تهرانی قرین رحمت ایزدی باد. جای بزرگ منشانی چون ایشان، حقاً که در جامعه ی امروز موسیقی ایران خالی است!!! جمله ای که جناب بهرامی به نقل از استادملک از حسین تهرانی بزرگ، بیان کردندنیز،حقیقتاجای اندیشه دارد...!!!

soroush

سلام همشهري خرسند باشي اولا اصفهان شهرستان نيست و شهر است !!!آخراً هر چه جستجو كنيد فقط در مكتب اصفهان است همانگونه كه استادتان نيز بار ها در سخنراني هايشان متذكر بودند و نهايتاً با شرج شور مكتب اصفهان به روز هستيم تشريف بياوريد استفاده كنيد . به آقاي قبادي هم سلام برسانيد[گل][گل][گل]

soheil shenapour

agaye sorosh shoma bayad ta amol konid ro sohbateton rajebe har che hast fagat dar maktabe esfahan hast avalan alan amozeshe mosigi dar esfahan be lotfe ostad payvar hala khob ya bad ke tahte tasire farmayeshate ishon va khat dehi ishon dar honarestane mosigi esfahan dar badve agaz bekar baes shod ke alan esfahan dar amozesh peyrove maktabe tehran bashad va maktabe tehran dar radife sazi dikte shod be esfahan be moror alal khosos dar saz ta avaz va maktabe esfahan la agal alan amozeshi ke serfan roye saz hast radifhaye maktabe tehran hast ta esfahan.ke az navazandehaye alan esfahan in sohbate man mashhode ta asatide gadime esfahan ke roye maktabe esfahan takide khas dashtan.

حسین پور

روح استاد تهرانی شاد.به حق ضرب نوازی قدر و صاحب سبکی خاص در شیوه تدریس تنبک بوده اند که من کمتر دیده ام.یادگار بزرگ ایشان استاد محمد اسماعیلی هستند که ارزوی سلامتی برای ایشان داریم که ایشان نیز یار و همراه همیشگی زنده یاد استاد پایور بوده اند.سپاس و درود[گل]

ریحانه باقری

سلام خانم احمدیان خوب هستید؟. میخواستم عیدو پیشاپیش بهتون تبریک بگم انشاالله سال خوبی در پیش داشته باشید [گل][گل]

غوغا

سلام دوست گرامي[گل] باز هم مزام شدم ,ببخشي.ددر مورد دستگاه ماهور.....گام ماهور هم بالا رونده است وهم پايين رونده؟چه زماني از مي بمل استفاده مي کنيم در پايين رونده يعني زماني که فرود به ماهور داريم؟لطفا بگيد برداشتم درست است يا نه؟ ممنونم و شرمنده که باز هم مزاحم شدم پيشاپيش سال نو رو به شما تبريک مي گويم اميدوارم سال خوبي را در کنار خانواده داشته باشيد........موفق باشيد[گل]

بهرامی

درود بر بانوی هنرمند سرکار خانم احمدیان فرا رسیدن نوروز باستانی و شکفتن شکوفه های بهاری در رستاخیز طبیعت را به شما و خانواده گرامیتان تبریک و تهنیت عرض میکنم و ارزوی سالی همراه با سلامت و شادکامی برای شما دارم .همچنین آرزو می نمایم در سال پیش رو شاهد موفقیت های فراوان هنری شما باشیم. همواره ایام به کامتان باد